Ali Majdi

امام علی علیه السلام :

کسی که شش خصلت داشته باشد همه در های بهشت بر رویش گشوده است و تمام درهای جهنم بر رویش بسته است:

1- خدا را بشناسد و اطاعتش نماید.

2- شیطان را بشناسد و مخالفتش کند.

3- راه حق و اهلش را بشناسد و به دنبالش برود.

4- باطل و اهل آن را بشناسد و ترکشان گوید.

5- دنیای حرام را بشناسد و رهایش سازد.

6- آخرت را بشناسد و طلبش کند.

نصایح صفحۀ 248


+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 اردیبهشت1393ساعت 8:30  توسط علی مجدی | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 اسفند1392ساعت 11:18  توسط علی مجدی | 

امام علی (ع) به فرزندش امام حسین (ع) فرمودند: پسر جانم هر سختی و بدحالی که به دنبالش بهشت باشد بدحالی نیست و هیچ خوشی و لذتی که پایانش جهنم باشد خوشی نیست . بدان پسرم هر نعمتی و لذتی در دنیا در مقابل بهشت جهنم است و تمام بلاها و سختی های دنیا در مقابل جهنم عافیت است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 بهمن1392ساعت 8:35  توسط علی مجدی | 

صدای ساز و آواز بلند بود.هر کس که از نزدیک آن خانه می گذشت،می توانست حدس بزند که در درون خانه چه خبرهاست؟بساط عشرت و می گساری پهن بود و جام «می »بود که پیا پی نوشیده می شد.کنیزک خدمتکار درون خانه را جاروب زده و خاکروبه ها را در دست گرفته از خانه بیرون آمده بود تا آنها را در کناری بریزد.در همین لحظه امام موسی بن جعفر علیه السلام که آثار عبادت زیاد از چهره اش نمایان بود و پیشانی اش از سجده های طولانی حکایت می کرد از آنجا می گذشت،از آن کنیزک پرسید:

 «صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟»

 کنیز گفت آزاد است.

امام فرمودند معلوم است که آزاد است.اگر بنده می بود پروای صاحب و مالک و خداوندگار خویش را می داشت و این بساط را پهن نمی کرد.

 رد و بدل شدن این سخنان بین کنیزک و امام موجب شد که کنیزک مکث زیادتری در بیرون خانه بکند. هنگامی که به خانه برگشت اربابش پرسید:«چرا این قدر دیر آمدی؟»

 کنیزک ماجرا را تعریف کرد و گفت:«مردی با چنین وضع و هیئت می گذشت و چنان پرسشی کرد و من چنین پاسخی دادم

 شنیدن این ماجرا او را چند لحظه در اندیشه فرو برد. مخصوصا آن جمله اگر بنده می بود از صاحب اختیار خود پروا می کرد مثل تیر بر قلبش نشست.بی اختیار از جا جست و به خود مهلت کفش پوشیدن نداد.

با پای برهنه به دنبال امام رفت. دوید تا خود را به امام موسی بن جعفر علیه السلام  رساند. و در حضور آن حضرت به شرف توبه نائل شد، و دیگر به افتخار آن روز که با پای برهنه به شرف توبه نائل آمده بود کفش به پا نکرد. او که تا آن روز به «بشر بن حارث بن عبد الرحمن مروزی »معروف بود،از آن به بعد لقب «الحافی » یعنی «پا برهنه » یافت و به «بشر حافی »معروف و مشهور گشت. تا زنده بود به پیمان خویش وفادار ماند،دیگر گرد گناه نگشت. تا آن روز در سلک اشراف زادگان و عیاشان بود، از آن به بعد در سلک مردان پرهیزکار و خدا پرست در آمد .



+ نوشته شده در  شنبه 28 دی1392ساعت 1:50  توسط علی مجدی | 

غزوات پیامبر اکرم (ص)

در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. غزوه هايي كه پيامبر اسلام خود به همراه سپاه بود 26 غزوه است و برخي آن را 27 غزوه نوشته اند. جهت اختلاف آن است كه دستة اوّل بازگشت رسول خدا را از خيبر به واي القُري با غزوه خيبر يكي دانسته اند. اما دسته دوم، غزوه خيبر و غزوة وادي القُري را دو غزوه شمرده اند. ليكن ابن اسحاق كه نامي از وادي القري بعد از خيبر نمي برد نيز غزوه هاي رسول خدا را 27 غزوه مي گويد و عُمرة القضا را جزء غزوات مي شمارد.

ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود اما مسعودي به جاي مصطلق، تبوك را نوشته است. از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد

 سال سوم هجری قمری: وقوع غزوه غطفان (ذی امر)

سبب این غزوه آن بود که به پیغمبر اطلاع دادند جمعی از قبیله غطفان در سرزمین نجد به فکر افتاده‏اند تا به مدینه حمله کنند و برای این کار افراد و اسلحه تهیه می‏کنند، رسول خدا(ص)با چهارصد و پنجاه نفر از مسلمانان به قصد پراکنده ساختن و جلوگیری آنها به‏«ذی امر»رفت و در آنجا فرود آمد رئیس قبیله مزبور شخصی بود بنام دعثور بن حارث، هنگامی که رسول خدا و همراهان بدانجا فرود آمدند باران گرفت و رسول خدا(ص) به کنار درختی رفته بود که باران شدت یافت و تدریجا سیلی برخاست و دره‏«امر»را فرا گرفت.

پیغمبر خدا در آن سوی دره بود و یارانش این طرف دره که سیل برخاست و میان آن حضرت و یارانش جدایی انداخت، رسول خدا(ص)جامه خود را که در اثر آمدن باران‏تر شده بود از تن بیرون کرد و فشاری داده روی آن درخت انداخت تا خشک شود و خود زیر آن درخت‏خوابید.

افراد قبیله غطفان که در تمام این احوال ناظر رفتار پیغمبر بودند چون آن حضرت را تنها دیدند و سیل خروشان را نیز که مانع بزرگی میان آن حضرت و اصحاب بود مشاهده کردند به دعثور بن حارث که - گذشته از سمت ریاست‏بر آنها - مرد شجاع وبی باکی بود گفتند: فرصت‏خوبی برای تو پیش آمده تا بتوانی محمد را براحتی به قتل برسانی و خیال خود و دیگران را آسوده کنی زیرا اگر فرضا یاران خود را نیز در اینجا به کمک طلب نماید آنها نمی‏توانند به او کمک کنند!

دعثور از جا برخاسته و شمشیر برانی از میان شمشیرهایی که داشتند انتخاب کرد و همچنان تا بالای سر پیغمبر(ص)آمد و آنجا با شمشیر برهنه ایستاد و گفت:

ای محمد کیست که اکنون بتواند تو را از دست من نجات داده و نگهبانی کند؟

رسول خدا(ص)با آرامی فرمود: «الله‏»!

در این وقت جبرئیل - که مامور نگهبانی آن حضرت بود - دستی به سینه دعثور زد که به زمین افتاد و شمشیر از دستش به یکسو پرید!

رسول خدا(ص)از جا برخاست و شمشیر را برداشته بالای سر او آمد و فرمود:

- کیست که اکنون تو را از دست من حفظ کند؟

دعثور گفت: هیچکس، و من براستی گواهی می‏دهم جز خدای یگانه خدایی نیست و تو هم پیغمبر و فرستاده خدایی!و به خدا سوگند از این پس هرگز دشمنی را علیه تو جمع آوری نخواهم کرد.

در این وقت رسول خدا(ص)شمشیرش را به او داد و دعثور برخاسته به راه افتاد، سپس روی خود را به آن حضرت کرده گفت:

به خدا سوگند تو بهتر از من هستی!

این را گفته و به نزد قبیله خود برگشت و چون از وی پرسیدند: چه شد که او را نکشتی؟ گفت: مردی سفید پوش و بلند قامت را دیدم که بر سینه‏ام زد و چنانکه دیدید به پشت روی زمین افتادم و دانستم که او فرشته‏ای بود و گواهی دهم که محمد رسول خداست و از این پس دیگر کسی را علیه او تحریک نخواهم کرد.  و به دنبال این گفتار مردم را به اسلام دعوت کرد و از آن پس مسلمان گردید.



+ نوشته شده در  شنبه 9 آذر1392ساعت 10:42  توسط علی مجدی | 

سولات پیامبر (ص) از شیطان

روزی رسول خدا(ص) در خانه ام السلمه تشریف داشتند که ناگاه کسی اجازه ورود خواست. حضرت پیشاپیش فرمودند: ابلیس(شیطان) است به او اجازه ورود دادند. شیطان داخل شد و سلام کرد و عرض کرد: ای رسول خدا من به خودی خود به خدمت شما نیامدم بلکه دو فرشته ازجانب پروردگار مرا گرفتند تا به نزد شما آیم وهر چه را که از من می پرسید آن را به راستی جواب دهم وگرنه مرا به آتش عذاب خواهند کرد.

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 شهریور1392ساعت 6:34  توسط علی مجدی | 

دكتر علی شريعتي : من تو را دوست دارم،تو ديگري را و ديگري ديگري را ...

و اينگونه است كه همه تنهاييم!


+ نوشته شده در  یکشنبه 9 تیر1392ساعت 18:0  توسط علی مجدی | 


خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است...




+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 خرداد1392ساعت 4:0  توسط علی مجدی | 

امام صادق (ع) فرمودند: کسی که دوست دارد بداند آیا نمازش پذیرفته شده است یا آن را نپذیرفته اند، با تامل بنگرد که آیا نمازش او را از فحشا و منکر باز داشته؟ پس به اندازه ای که او را بازداشته از او پذیرفته می شود.



+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 اردیبهشت1392ساعت 23:48  توسط علی مجدی | 


آخرین پادشاهان آل سعود و ظهور امام زمان(عج):
 
در روايات ظهور از دو حاكم ستمگر در عربستان سخن به ميان آمده كه از علائم آخرالزمان ميباشد. بعضي از اين روايات طوري آدرس ميدهند كه جاي هيچگونه شكي را براي خواننده بي طرف باقي نميگذارند, اين روايات بيانگر ظلمي است كه اين دو نفر در حق شيعيان مرتكب ميشوند. نفرت و كينه اين دو نسبت به ايرانيان تقريبا در حد غريضه توصيف ميشود. چندین سال پيش در مراسم برائت از مشركين شاهد كشتار حجاج ايراني توسط عمال رژیم ملک فهد بوديم او در تخریب امکان مقدس شیعی که از زمان رسول الله(ص) و ائمه معصومین بجا مانده بود نقش اساسی داشت و اكنون نیز سياست هاي ملك عبدالله بر هيچكس پوشيده نيست كه چگونه با کمک مالی به گروهک های مخالف ایران و نیز حمايت از ديكتاتور سابق يمن علي عبدالله صالح شيعيان زيدي يمن را به خاك و خون كشيد و زمانی که حسنی مبارک در مرز بین غزه و مصر با دیوارهای آهنین و بتونی جلوی تونل های فلسطینی مانع ایجاد می کرد این ملک عبدالله بود که بودجه سرسام آور آن را می داد و او با حمايت از تروريست ها در سوريه و عراق وحمایت آل خلیفه در بحرین چه فجايعي را بر عليه مردم بیگناه مرتكب مي شود.

حدیث اول:
رسول خدا (ص) فرمود: بر حجاز مردي كه اسمش ، اسم حيوان است حكومت مي كند (معنای لغوی فهد = يوزپلنگ یا حیوان وحشی) اگر از دور به او نگاه كني، در چشمش انحراف مي بيني ولي اگر به او نزديك شدي در چشمش مشكلي نمي بيني و جانشين يا خليفه اش بعدی اش برادرش است كه اسمش عبدالله است خواهد بود . واي بر شيعه ما از دست او ، پس اين جمله را سه بار تكرار نمود ، بشارت مرگش را به من بدهيد شما را به ظهور حجت بشارت ميدهم .
منبع: مائتان وخمسون علامة ص 122

Picture
عکس ملک فهد از فاصله نزدیک
 

Picture
عکس ملک فهد از فاصله دور

حدیث دوم:
امام صادق (ع) فرمودند: هر کس مرگ عبدالله را برای من تضمین کند، من ظهور قائم را برای او تضمین می کنم. سپس فرمود: وقتی عبدالله بمیرد، مردم برای حکومت با کسی توافق نکنند و این اختلاف و درگیری به خواست خدا تا ظهور صاحب الامر (عج) ادامه یابد. حکومت های چند ساله پایان یافته و تبدیل به حکومت چند ماهه و چند روزه شود. راوی می گوید: سئوال کردم: آیا این ماجرا به طول می انجامد؟ فرمود: هرگز
منابع : الغيبة الطوسي ص 447 . بحار الأنوار ج 52 ص 210 . إثبات الهداة ج 3 ص 728 . بشارة الاسلام ص 118 . الخرائج ج 3 ص 1163
 
 شجرنامه پادشاهان آل سعود

بنا بر گزارش ها، ملک عبدالله داراي 35 همسر است و دارايي های ملک عبدالله 19 ميليارد دلار است که اين امر او را در رتبه پنجمين مرد سلطنتي پولدار دنيا قرار داده است.

امام محمد باقر(ع) می فرمایند: مرگ عبدالله را تا چهل روز مخفی می کنند     

منبع: کمال الدین صدوق ص 655


  عکسی از خانواده ملک عبدالله



الهم عجل لویک الفرج

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1392ساعت 8:0  توسط علی مجدی | 

فاطمه (س)


بودند ملائک همه در محضرش اما

ابلیس لگد زد، کمرش خورد به دیوار

 

تا خادمه را کرد صدایش همه با خود

گفتند که لابد پسرش خورد به دیوار

 

لرزید مدینه به خود از ناله یِ زهرا

با او همه یِ دور و برش خورد به دیوار

 

میخواست که سیلی نخورد صورتش اما

یک مرتبه چرخید ، سرش خورد به دیوار

 

با دست در آن کوچه به دنبال علی گشت

انگار که با چشم تَرَش خورد به دیوار

 

"ای کاش به جای تو مرا" ... روی لبش داشت

هرگاه که حیدر نظرش خورد به دیوار

 

از عرش خدا نوحه گر ِ فاطمه گردید

تا دختر ِخیرالبشرش خورد به دیوار




+ نوشته شده در  جمعه 23 فروردین1392ساعت 10:27  توسط علی مجدی | 

امام علی (ع) :

1. آزار كردن خشم به بار آرد. (غررالحکم ، باب آزار)

2. مؤمن كسى است كه آزار مردم را تحمّل كند، ولى هيچ كس از او آزارى نبيند. (غررالحکم ، باب آزار)

3. برترين شرافتها خوددارى از آزار ديگران و بذل احسان به آنهاست. (غررالحکم ، باب آزار)

4. شيوه انسانهاى بد، آزار كردن رفيقان است. (غررالحکم ، باب آزار)

5. شيوه افراد پست و نادان بى ‏تجربه، آزار كريمان و آزادگان است. (غررالحکم ، باب آزار)

6. كسى كه از آزار ديگران خوددارى كند هيچ كس با او دشمنى نكند. (غررالحکم ، باب آزار)

7. از نشانه‏ هاى خير و خوبى، خود دارى كردن از آزار ديگران است. (غررالحکم ، باب آزار)

8. جلوگيرى كردن تو از آزار ديگران، دلهاى دشمنانت را براى تو اصلاح و شايسته كند. (و در نتيجه دشمنى ‏ها تبديل به دوستى گردد) / (غررالحکم ، باب آزار)

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1391ساعت 20:30  توسط علی مجدی | 

نامه‎های امام زمان(عج) به شیخ مفید(ره)


بخشی از نامه امام به شیخ مفید

نامه اول:

برادر با ایمان و دوست رشید ما

نامه‌ای به برادر با ایمان و دوست رشید ما، ابوعبدالله محمد بن نعمان - شیخ مفید - که خداوند عزت وی را مستدام بدارد.

سلام خداوند بر تو ای کسی که در دوستی ما به زیور اخلاص آراسته‌ای و در اعتقاد و ایمان به ما دارای امتیاز مخصوص هستی.

ما در مورد نعمت وجود تو خداوند یکتا را سپاسگزاریم، و از پیشگاه مقدس خداوندی استدعا می‌کنیم که بر سید و مولای حضرت محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله) و خاندان او درود و صلوات پیاپی و بی‌نهایت خویش را نازل فرماید.

از آنجا که در راه یاری حق و بیان سخنان و نصایح ما صادقانه کوشیدی، خداوند این افتخار را به شما ارزانی داشته و به ما اجازه فرموده است که با شما مکاتبه کنیم.

شما مکلف هستید که اوامر و دستورات ما را به دوستان ما برسانی، خداوند عزت و توفیق اطاعتش را به آنان مرحمت فرماید و مهمات آنان را کفایت کرده، در پناه لطف خویش محفوظشان دارد.

با یاری خداوند متعال در مقابل دشمنان ما که از دین خداوند روی برگردانده‌اند بر اساس تذکرات، استقامت کن و با خواست الهی دستورات ما را به آنان که از تو می‌پذیرند و گفتار ما موجب آرامش آنها می‌باشد، ابلاغ کن. با این که بر اساس فرمان خداوند بزرگ و صلاح واقعی آنها ما و شیعیان‌مان تا زمانی که حکومت در اختیار ستمگران است در نقطه‌ای دور و پنهان از دیده‌ها بسر می‌بریم، ولی از تمام حوادث و ماجراهایی که بر شما می‌گذرد کاملاً مطلع هستیم و هیچ چیزی از اخبار شما بر ما پوشیده نیست. از خطاها و گناهانی که بندگان صالح خداوند از آنها دوری می‌کردند ولی اکثر شما مرتکب شدید باخبریم.

اگر عنایات و توجهات ما نبود، مصائب و حوادث زندگی شما را در بر می‌گرفت و دشمنان شما را از بین می‌بردند.

از عهدشکنی‎ها و پشت‌ سر گذاشتن عهد و پیمان‎ها با اطلاعیم(که همین عوامل موجب بدبختی و دوری شما از حریم ولایت شده است). گویی اینها از لغزش‎های خود خبر ندارند، با همه گناهان، ما هرگز امور شما را مهمل نگذاشته، شما را فراموش نمی‌کنیم و اگر عنایات و توجهات ما نبود، مصائب و حوادث زندگی شما را در بر می‌گرفت و دشمنان شما را از بین می‌بردند.

پس، از خداوند بترسید و تقوا پیشه کنید و به خاندان رسالت مدد رسانید.

در برابر فتنه‌هایی که پیش می‌آید و البته عده‌ای در این آزمایش و برخورد با فتنه‌ها هلاک می‌شوند، مقاومت کنید و البته همه اینها از نشانه‌های حرکت و قیام ما هست. اوامر و نواهی ما را متروک نگذارید و بدانید که علی‌رغم کراهت و ناخشنودی کفار و مشرکان، خداوند نور خود را تمام خواهد کرد.

تقیه را از دست ندهید... من ولی خدا هستم، سعادت پویندگان راه حق را تضمین می‌کنم.

... پس سعی کنید اعمال شما طوری باشد که شما را به ما نزدیک سازد و از گناهانی که موجب نارضایتی ما را فراهم نماید بترسید و دوری کنید.

امر قیام ما با اجازه خداوند به طور ناگهانی انجام خواهد شد و دیگر در آن هنگام توبه فایده‌ای ندارد و سودی نبخشد.

عدم التزام به دستورات ما، موجب می‌شود که بدون توبه از دنیا بروند و دیگر ندامت و پشیمانی نفعی نخواهد داشت.

ای شیخ مفید! خداوند شما را با الهامات غیبی خود ارشاد و توفیقات خویش را در سایه رحمت بی‌پایانش نصیب ما فرماید.(1)  

 

نامه دوم:

درود بر تو ای دوست پراخلاص

اما بعد! درود بر تو ای دوست پراخلاص در دین خدا!

ای آن كه در عشق و ایمان به خاندان وحی و رسالت به اوج آگاهی و یقین پر كشیده‎ای!

من نجات آن كسی را تضمین می‎كنم كه در آن فتنه برای خود، موقعیت و جایگاهی نجوید و در انتقاد و عیبجویی از آن به  راهی خداپسندانه گام سپارد.

ما در نامه خویش به سوی تو، آفریدگار بی همتایی را كه جز او خدایی نیست، سپاس گفته و از بارگاه او بر سرور و سالار و پیام آورمان محمد(صلی الله علیه و آله) و خاندان گرانقدر و پاك او درود و رحمت جاودانه می‎طلبیم.

و به تو كه خداوند برای یاری حق توفیقت ارزانی داشته، پاداشت را بخاطر سخنان جاودانه‎ای كه با صداقت از جانب ما می‎گویی، كامل و افزون سازد! اعلام می‎داریم كه به ما (از جانب آفریدگار هستی) اجازه داده شده است كه تو را به افتخار دریافت نامه و پیام كتبی مفتخر ساخته و تو را مسئول سازیم كه آنچه را به تو می‎نگاریم، همه را به دوستان راستین ما كه در قلمرو پیام رسانیت هستند، برسانی.

به آن دوستان و شیفتگانی كه خداوند به بركت فرمانبرداری از حق، گرامیشان بدارد و در پرتو حراست و عنایت خود به آنان، كارهایشان را كفایت و مشكلاتشان را مرتفع سازد.

از این رو به آنچه یادآوری كردیم، آگاه باش كه خداوند با یاریش تو را در برابر دشمنانش كه از مرزهای دین او بیرون رفته‎اند، تأیید فرماید و نیز در كار بزرگ رسانیدن آنچه كه به خواست خداوند بر تو یادآوری و ترسیم خواهیم نمود به  كسانی كه بدانها اطمینان و اعتماد داری، عمل نما!

گرچه، ما اینك آنچه خداوند(بر اساس حكمت خویش) برای ما و پیروان با ایمانمان، صلاح اندیشیده است، تا هنگامی كه حكومت دنیا در دست فاسقان و استبدادگران است، در مكانی دور از قلمرو بیدادگران سكونت گزیده‎ایم، اما بر اوضاع و اخبار شما و جامعه شما به خوبی آگاهیم.

چیزی از رخدادهای زندگی شما بر ما پوشیده نمی‎ماند و شرایط غمبار و دردناكی كه شما بدان گرفتار آمده‎اید، آنگونه كه هست برای ما شناخته شده است؛ از آن زمانی كه بسیاری از شما به راه و رسم ناپسندی كه پیشینیان شایسته كردارتان از آن دوری می‎گزیدند، روی آورده و پیمان فطرت را، به گونه‎ای پشت سر انداختید كه گویی هرگز بدان آگاه نیستید ... .

شما باید با همه وجود و امكانات به كارهایی بپردازید كه او را به دوستی ما نزدیك می‎سازد و از كارهایی كه ناخوشایند و موجب خشم و ناراحتی ما می‎گردد، به شدت دوری جویید، چرا كه فرمان مرگ بطور ناگهانی فرا می‎رسد، در شرایطی كه بازگشت و توبه سودی نبخشیده و پشیمانی از گناه  و زشتكاری، او را از  كیفر عادلانه ما، رهایی نخواهد داد.

وآنگاه (به كیفر گناهان) به این شرایط غمبار و خفت انگیز گرفتار گشتید.

ما از سرپرستی و رسیدگی به امور شما كوتاهی نورزیده و یاد شما را از صفحه خاطر خویش نزدوده‎ایم؛ كه اگر جز این بود، موج سختی‎ها بر شما فرود می‎آمد و دشمنان بدخواه و كینه‎توز، شما را ریشه كن  می‎ساختند.

پس پروای خداوند را پیشه سازید و از (اهداف بلند آسمانی) ما پشتیبانی كنید تا شما را از فتنه‎ای كه به سویتان روی آورده است و شما اینك در لبه پرتگاه آن قرار گرفته‎اید نجات بخشیم. از نگون بختی و فتنه‎ای كه هر كس مرگش فرا رسیده باشد در آن نابود می‎گردد و آن كس كه به آرزوی خویش رسیده باشد، از آن دور می‎ماند، و آن فتنه، نشانه‎ای از نشانه‎های نزدیك شدن جنبش ماست و پخش نمودن خبر آن به دستور ما، به وسیله شماست.

خداوند نور خود را، گرچه شرك گرایان را، خوش نیاید، كامل خواهد گردانید. از برافروختن و شعله‎ور ساختن آتش پرشراره جاهلیت كه گروه‎های اموی مسلك، آن را برافروخته و گروه هدایت یافتگان را بوسیله آن می‎ترسانند، به سپر دفاعی «تقیه» پناه برده و بدان چنگ زنید! من نجات آن كسی را تضمین می‎كنم كه در آن فتنه برای خود، موقعیت و جایگاهی نجوید و در انتقاد و عیبجویی از آن به  راهی خداپسندانه گام سپارد.

از رویدادی كه به هنگامه فرارسیدن جمادی الاول امسال روی خواهد داد، عبرت آموزید و از خواب گرانی كه شما را ربوده است، برای رخداد سهمگین از آن بیدار شوید. بزودی نشانه‎ای روشن از آسمان و نشانه‎ای روشن از زمین پدیدار خواهد گشت.

در شرق عالم رویدادهای اندوهبار و دلهره آور رخ خواهد گشود و آنگاه گروه‎هایی كه از اسلام بیرون رفته‎اند، بر عراق سلطه خواهند یافت. بر اثر سیاست ناهنجار آنان، مردم دچار تنگی معیشت و روزی می‎شوند و پس از مدتی بر اثر نابودی استبدادگری بدكار، رنج‎ها و دردها برطرف خواهد شد و آنگاه پرواپیشگان درست اندیش و شایسته كردار، از نابودی او شادمان خواهند شد.

ما ناظر نیایش(عارفانه و راز و نیاز پرشور و پراخلاص) تو با خدا بودیم و از خدای جهان آفرین برآورده شدن آن(خواسته‎ات) را خواستیم.

مردمی كه از نقاط مختلف كره زمین به زیارت خانه خدا می‎روند، هرچه بخواهند در دسترس آنان قرار خواهد گرفت و ما در آسان ساختن سفر حج آنان مطابق دلخواهشان نقش و موقعیت ویژه‎ای خواهیم داشت كه در پرتو نظم و تدبیر و انسجام، آشكار می‎گردد.

از این رو هر یك از شما باید با همه وجود و امكانات به كارهایی بپردازید كه او را به دوستی ما نزدیك می‎سازد و از كارهایی كه ناخوشایند و موجب خشم و ناراحتی ما می‎گردد، به شدت دوری جویید، چرا كه فرمان مرگ بطور ناگهانی فرا می‎رسد، در شرایطی كه بازگشت و توبه سودی نبخشیده و پشیمانی از گناه  و زشتكاری، او را از  كیفر عادلانه ما، رهایی نخواهد داد.

خداوند، راه رشد و رستگاری را به شماها الهام بخشد و وسایل پیروزی به مهر  و لطف خویش، برایتان فراهم آورد هان ای برادر پر مهر و پر اخلاق و با صفای در محبت! و ای یار و یاور با وفای ما!

این نامه ما بسوی توست، خداوند به چشم بیداریش كه هرگز آن را خواب نمی‎گیرد، تو را حفظ كند، این نامه را نگهدار و آنچه را برایت نگاشته‎ایم به كسی نشان مده و هیچ كسی را از محتوای آن آگاه مساز و آنچه در این نامه است تنها به افراد مورد اعتماد خویش بازگو و به خواست خداوند پیروان ما را به عملكرد بر طبق محتوای  آن، سفارش كن و درود خدا بر محمد و خاندان پاك و پاكیزه‎اش باد!

 

نامه سوم:

درود خدا بر تو ای یاری رسان حق!

درود خدا بر تو ای یاری رسان حق! و آن كه با گفتار راستین و شایسته، مردم را بسوی حق فرا می‎خوانی!

در جریان باش كه بخاطر كارهای سازنده و شایسته‎ات نزد ما مقرب هستی و خداوند به مهر و لطف خود، تو را به  انجام و تدبیر این كارهای شایسته توفیق ارزانی داشته است.

ما در نامه خویش به سوی تو، خدای جهان آفرین را كه خدایی جز او نیست (و) خدای ما و خدای نیاكان (گرانقدر) ما است، سپاس می‎گذاریم و از بارگاه با عظمتش بر سرور و سالارمان محمد(صلی الله علیه و آله) آخرین پیام آور خدا و خاندان پاك و مطهرش،  درودی جاودانه می‎طلبیم.

و بعد! دوست راه یافته به حقیقت! خداوند بدان وسیله‎ای كه به سبب دوستان ویژه خود، به تو ارزانی داشته است، وجودت را حفظ و تو را از نیرنگ دشمنانش حراست فرماید.

ما ناظر نیایش(عارفانه و راز و نیاز پرشور و پراخلاص) تو با خدا بودیم و از خدای جهان آفرین برآورده شدن آن(خواسته‎ات) را خواستیم.

ما اینك در قرارگاه خویش، در مكانی ناشناخته بر فراز قله‎ای سر به آسمان كشیده، اقامت گزیده‎ایم كه به تازگی به خاطر عناصری بیداد پیشه و بی ایمان، بناگزیر از منطقه‎ای پر دار و درخت بدین جا آمده‎ایم و بزودی از اینجا نیز به دشتی گسترده كه چندان از آبادی به دور نیست، فرود خواهیم آمد و از وضعیت و شرایط آینده خویش تو را آگاه خواهیم ساخت تا بدان وسیله در جریان باشی كه بخاطر كارهای سازنده و شایسته‎ات نزد ما مقرب هستی و خداوند به مهر و لطف خود، تو را به  انجام و تدبیر این كارهای شایسته توفیق ارزانی داشته است.

از این رو تو - كه خدای جهان آفرین با چشم عنایتش كه هرگز آن را خواب نمی‎گیرد، وجودت را حفظ كند - باید در برابر فتنه‎ای كه جان آنان را كه آن را در دل‎هایشان كشته‎اند، به نابودی خواهد افكند، باید بایستی! و باید باطل گرایان بداندیش را بترسانی! چرا كه از سركوبی آنان، ایمان آوردگان، شادمان و جنایتكاران، اندوه زده خواهند شد.

هان ای دوست پراخلاص كه همواره در راه ما بر ضد بیدادگران در سنگر جهاد و پیكاری! خداوند همانسان كه دوستان شایسته‎كردار پیشین ما را تأیید فرمود، تو را نیز تأیید نماید! ما به تو اطمینان می‎دهیم كه هر كس از برادران دینی‎ات، پروای پروردگارش را پیشه سازد و آنچه را به گردن دارد به صاحبان حق برساند، در فتنه نابود كننده و گرفتاری‎های تیره و تار و گمراهگرانه، در امان خواهد بود.

و نشانه حركت و جنبش ما از این خانه‎نشینی و كناره‎گیری، رخداد مهمی است كه در سرزمین وحی و رسالت، مكه معظمه، از سوی پلیدان نفاق پیشه و نكوهیده، رخ خواهد داد، از جانب عنصری سفاك كه ریختن خون‎های محترم را حلال شمرده و به نیرنگ خویش، آهنگ جان ایمان آوردگان خواهد كرد، اما به هدف ستمبار و تجاوزكارانه خویش دست نخواهد یافت، چرا كه ما پشت سر توحیدگرایان شایسته‎كردار، بوسیله نیایش و راز و نیازی كه از فرمانروای آسمان و زمین پوشیده نمی‎ماند، آنان را حفاظت و نگهداری خواهیم كرد.

بنابراین قلب‎های دوستان ما به دعای ما به بارگاه خدا، آرامش و اطمینان یابد و آسوده خاطر باشند كه خداوند آنان را بسنده است و گرچه درگیری‎های هراس‎انگیزی، آنان را به دلهره می‎افكند، اما از گزند آن عنصر تبهكار در امان خواهند بود و سرانجام، كار با دست توانا و ساخت تدبیر نیكوی خدا - تا هنگامی كه پیروان ما از گناهان دوری گزینند - شایسته و نیكو خواهد بود.

هان ای دوست پراخلاص كه همواره در راه ما بر ضد بیدادگران در سنگر جهاد و پیكاری! خداوند همانسان كه دوستان شایسته‎كردار پیشین ما را تأیید فرمود، تو را نیز تأیید نماید! ما به تو اطمینان می‎دهیم كه هر كس از برادران دینی‎ات، پروای پروردگارش را پیشه سازد و آنچه را به گردن دارد به صاحبان حق برساند، در فتنه نابود كننده و گرفتاری‎های تیره و تار و گمراهگرانه، در امان خواهد بود و هر آن كس كه در دادن نعمت‎هایی كه خداوند به او ارزانی داشته، به كسانی كه دستور رسیدگی به آنان را داده است، بخل ورزد، چنین كسی در این جهاد و سرای دیگر، بازنده و زیانكار خواهد بود.

دوست واقعی! اكر پیروان ما - كه خدای آنان را در فرمانبرداری خویش توفیق ارزانی بدارد - براستی در راه وفای به عهد و پیمانی كه بر دوش دارند، همدل و یكصدا بودند، هرگز خجستگی دیدار ما از آنان به تأخیر نمی‎افتاد و سعادت دیدار ما، دیداری بر اساس عرفان و اخلاص از آنان نسبت به ما، زودتر روزی آنان می‎گشت.

از این رو (باید بدانند كه) جز برخی رفتار ناشایسته آنان كه ناخوشایند ما است و آن عملكرد را زیبنده اینان نمی‎دانیم، عامل دیگری ما را از آنان دور نمی‎دارد.

خداوند ما را در یاری بسنده و نیك، كارساز است و درود او بر سالار و هشدار دهنده ما محمد(صلی الله علیه و آله) و خاندان پاكش باد!



+ نوشته شده در  جمعه 18 اسفند1391ساعت 9:41  توسط علی مجدی | 

دریا


به پیش روی من , تا چشم یاری می کند , دریاست !

چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست !

درین ساحل که من افتاده ام خاموش .

غمم دریا , دلم تنهاست .

وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق هاست !

خروش موج , با من می کند نجوا ,

که : هر کس دل به دریا زد رهایی یافت !

که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت ...

مرا آن دل که بر دریا زنم , نیست !

ز پا این بند خونین بر کنم نیست ,

امید آنکه جان خسته ام را ,

به آن نادیده ساحل افکنم نیست !



+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اسفند1391ساعت 19:35  توسط علی مجدی | 

أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: مَنْ حَفِظَ مِنْ أَحَادِيثِنَا أَرْبَعِينَ حَدِيثاً بَعَثَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَالِماً فَقِيها.

امام صادق علیه السلام:
هر كه چهل حديث از احاديث ما را حفظ كند خدا او را روز قيامت عالم و فقيه مبعوث كند.

الكافي : ج‏1 ، ص48

+ نوشته شده در  جمعه 27 بهمن1391ساعت 15:20  توسط علی مجدی | 
به قدرت رسیدن سفیانی نزدیک است



 
طبق اخبار رسمی 19 آذر 91 :
 
خبرگزاری رویترز گزارش داد: اعضای ۳۰ نفره‌ی شورای واحد فرماندهی نظامی جدید، سرتیپ سلیم ادریس، از افسران پیشین جدا و فراری شده از ارتش بشار اسد را به فرماندهی این شورا برگزیدند. این شورا متشکل از افراد نظامی و غیرنظامی است. گفته می‌شود اسلام‌گرایان در این شورا اکثریت را دارند هم‌چنین گفته می‌شود در شورای واحد فرماندهی نظامی چند چهره‌ی سلفی، از جمله عبدالقادر صالح، رهبر یک گروه شورشی، جمال المعروف فرمانده یک گروه اسلام‌گرا، احمد العیسی از اسلام‌گرایان الزاویه در نزدیکی ادلب و نیز سرهنگ عبدالباسط التعویل که به سلفی‌ها نزدیک است، دیده می‌شوند.

البته طبق شواهد و اخبار فوق مشخصاً نمی توان گفت یکی از این افراد باید همان سفیانی باشد اما قطعا سفیانی حال حاضر زنده و جزء مخالفان دولت
سوریه و تحت تعقیب است.

اما برخی احادیث در دباره وجود سفیانی و قیام او:

امام باقر علیه السلام: سفیانی سرخ رو و زرد مو و زاغ چشم است. بندگی نکرده است خدا را هرگز.

امام صادق علیه السلام :‌ اگر سفياني را ببيني او را پليدترين مردمان مي يابي كه چهره اي گلگون ،‌ چشماني كبود،‌ و موهاي زرد دارد و بانگ مي زند. اول انتقام و وانگهي آتش. او بقدري خبيث است كه همسر و مادر و بچه هايش را زنده بگور مي كند تا مخفيگاه او را به كسي نگويند.

امام صادق علیه السلام: از کارها پاره ای حتمی است و پاره از آن غیر حتمی، و از جمله اموری که حتماً واقع می شود خروج سفیانی در ماه رجب است.

امام صادق علیه السلام: در حدیثی فرموده‌اند: حرکت سفیانی و ظهور قائم(عج) در یک سال است.

امام صادق
علیه السلام: هنگاميكه سفياني بر ۵ منطقه ( دمشق، ‌حمص،‌ حلب،‌ اردن و قنسرين ) تسلط يابد ۹ ماه براي او بشماريد.

امام صادق علیه السلام : خروج سفیانی از امور حتمی است. و خروج او در ماه رجب بوده از آغاز خروج تا پایان عمرش ۱۵ ماه است. ۶ ماه تمام جنگ می کند هنگامیکه بر مناطق ۵گانه تسلط پیدا کرد ۹ ماه حکومت می کند و یک روز هم اضافه نمی شود.

نهج البلاغه این مطلب را دارد که:

اميرالمؤمنين عليه السلام : اندکي قبل از واقعه صفين نامه اي به معاويه نوشت: ... وهمانا مردي از فرزندانت که شوم ونفرين شده جفاکار وسبک مغز صاحب قلب نگونسار وبدخو وسختگير که خدا ترحم را از قلبش بر کنده ومهر را از او بدور داشته.دائي هاي او از قبيله کلب باشندگوئي او را مي بينم اگر بخواهي نام واو وصف او را بگويم که در چه سني باشد سپاهي را بسوي مدينه مکرمه گسيل دارد آنها پس از هجوم به آنجا زياده روي در کشتار و فحشاء کنند مردي از فرزندان من که پاک وپاکدامن است و زمين را پر از عدل و داد کند چنانکه پر از ظلم وجور شده باشد بگريزد و من اسم و سن او را در همانروز و همچنين نشاني او را مي دانم و او از فرزندان فرزندم امام حسين عليه السلام باشد.

امام باقر علیه السلام: سپاه سفیانی به قرقیسیا (دیرالزور امروزی در سوریه) می‌رسد در آنجا نبردی در می‌گیرد و از ستم‌گران صد هزار نفر کشته می‌شوند (پیروز این جنگ همان سفیانی است)

سفیانی پس از سرکوب مخالفان خود در سوریه هدفی جز حمله به جنوب عراق یعنی تشیع ندارد از این رو با سپاهی بزرگ به سمت عراق رهسپار می‌شود.

امام باقر
علیه السلام: در ادامه حدیث معتبر قبلی می‌فرمایند: سفیانی سپاهی هفتاد هزار نفری را به کوفه گسیل می‌دارد آنها برخی از اهل کوفه را می‌کشند برخی را به دار می‌آویزند و برخی را اسیر می‌کنند.

سفیانی پس کوفه جهت دستبای و از میان برداشتن رهبر جهان و تشیع، حضرت مهدی (عج) به مدینه یورش می‌برد و آنجا نیز بسیاری را از دم تیغ می‌گذرانند.


امام باقر علیه السلام : در این باره می‌فرمایند: سفیانی سپاهی را به مدینه گسیل می‌دارد و آنها کسانی از خاندان پیامبر(ص) را که بتوانند دستگیر می‌کنند و از بنی هاشم مردان و زنان زیادی را می‌کشند.


با اطلاع سفیانی و فرماندهان او از حرکت امام مهدی به سمت مکه، وی سپاهی را به سمت مکه گسیل می‌دارد و در میانه راه در سرزمینی به نام بیداء یکی دیگر از نشانه‌های حتمی ظهور رخ می‌دهد و آن نشانه خسف بیداء است ـ خسف به معنای فرو رفتن است و بیداء نام منطقه‌ای میان مکه و مدینه است و آیه ای نیز قران مجید در توصیف این ماجرا آمده است.

امام باقر
علیه السلام فرمودند: به فرمانده لشکر سفیانی (در مدینه) گزارش می‌رسد که مهدی به سمت مکه حرکت کرده است. او سپاهی را به دنبال آن حضرت روانه می‌کند آنها به وی دست نمی‌یابند. مهدی وارد مکه (و داخل کعبه) می‌شود... فرمانده سپاه سفیانی با سپاهش در بیداء فرود می‌اید در این هنگام ندا دهنده‌ای از آسمان ندا می‌دهد ای زمین بیداء اینان را نابود کن. سپس زمین آنها را در خود فرو می‌برد.

با بررسی و مطالعة دقیق احادیث اهل بیت در مورد زمان خروج سفیانی و جریان های هم زمان آن درمی یابیم که این حرکت، حرکتی سریع و برق آسا بوده و فاصلة زمانی چندانی با ظهور امام مهدی(ع) ندارد امام صادق(ع) مدّت زمان خروج او را از ابتدا تا آخر 15 ماه ذکر نموده اند که او 6 ماه آن را به جنگ می پردازد و هنگامی که مناطق پنج گانه «دمشق»، «اردن»، «حمص»، «حلب» و «قنسرین» را تصرّف کند؛ دقیقاً 9 ماه و نه یک روز بیشتر حکومت می کند. برخی روایات دورة حکومت او را به اندازة مدّت بارداری یک زن (یعنی 9 ماه) دانسته اند و با توجّه به این دوره و جنگ ها و فتح های او در آن مدّت کوتاه و فرجام او به دست سپاهیان امام زمان(ع)، به این نتیجه می رسیم که این رویدادها بسیار سریع و برق آسا روی می دهد  پس امیدوارم در شرایط امروز ما بچه شیعه ها غفلت نکنیم و جزء زمینه سازان و یاران واقعی حضرت باشیم.

 
امام صادق علیه السلام: وقتیکه اختلاف افتاد بین پسران عباس و ایشان سلطان آنها هستند ( احتمالا بین مردم و دولت و شاهزادگان عربستان ) و طمع کنند در حکومت و عرب عنان های خود راپاره کنند. مردم لجام گسیخته شوند (بیداری اسلامی) و هر صاحب قدرتی قدرت خودرا ظاهر کند و سفیانی ظاهر شود و یمانی رو آورد و حسنی (از ایران) حرکت کند و بیرون می آید صاحب الامر ( قائم )

 

الهم عجل لویک الفرج




 

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 آذر1391ساعت 17:49  توسط علی مجدی | 

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله):

 

نمازهای پنج گانه به نهر جاری گوارایی می مانند که بر در خانه هایتان روان است وهر روز پنج بار خود را در زلال آن شست و شو می دهید، و دیگر هیچ پلیدی باقی نمی ماند.


۱٫ الصَّلاة مِعرَاجُ المُؤمِن

نماز، معراج مؤمن است.

کشف الاسرار، ج ۲، ص ۶۷۶

2. الصَّلاة نُورُ المُؤمِن
نماز نور مؤمن است.

نهج الفصاحه، ص ۳۹۶


3. عَلَمُ الایمَان الصَّلاة

علامت و نشانه ایمان نمازاست.

شهاب الاخبار، ص ۵۹


4. الصَّلاة عِمَادُ دِینُکُم

نماز، پایه و ستون دین شماست.

میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۷۰

۵٫ عَلَمُ الاسلامِ الصَّلاة
نماز، پرچم اسلام است.

کنز العمال ، ج ۷، ص ۲۷۹ حدیث ۱۸۸۷


6. اِنَّ الصَّلاة قُربانُ المُؤمِن

همانانماز خواندن وسیله نزدیکی مؤمن به خداست.

کنز العمال ، حدیث ۱۸۹۰۷

۷٫ موضِعِ الصَّلاة مِنَ الدِّین کَموضِعِ الرَّأسِ مِنَ الجَسَد

جایگاه نماز در دین ، مانند جایگاه سر در بدن است.

کنز العمال، ج ۷، حدیث ۱۸۹۷۲

۸٫ الصَّلاة مِفتَاحُ الجَّنَّه
نماز کلید بهشت است.

نهج الفصاحه، حدیث ۱۵۸۸


9. قُرَّهُ عَینِی فِی الصَّلاة
روشنی چشم من در نماز است.

نهج الفصاحه، ص ،۲۸۳ حدیث۱۳۴۳

۱۰٫ مَن حَافَظَ عَلَی الجَمَاعَه حِیثُمَا کَانَ مَرَّ عَلَی الصِّراطِ کَالبَرقِ الخَاطِفِ اللّامِع فِی أوَّلِ زُمرهِ مَعَ السّابِقِین
کسی که محافظت و مداومت بر نماز جماعت کند، مانند برق سریع و درخشان همراه نخستین گروه بهشتیان از روی صراط می گذرد.

ثواب الاعمال، ص ۳۴۳

۱۱٫ إنَّ الله وَعَدَ أن یَدخُلَ الجَّنَّه ثَلاثَه نُفُورٍ بِغَیرحِسابٍ و یَشفَعُ کُلَّ واحِدٍ مِنهُم فِی ثَمانِینٍ الفاً، المُؤذِّن و الامام، و رَجُل یَتَوَضَّا ثُمَّ یَدخُل المَسجِد فَیُصَلِّی فِی الجَماعَه همانا خداوند به سه گروه وعده داد، بدون حساب وارد بهشت شوند، و هر یک از این سه گروه (روز قیامت) می توانند هشتاد هزار نفر راشفاعت کنند وآن ها عبارتند از: ۱- مؤذن ۲- امام جماعت ۳- کسی که وضو بگیرد، سپس داخل مسجد شود و نماز را به جماعت به جا آورد.

مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۴۸۸

۱۲٫ التَّکبِیرهَ الأولی مَعَ الامامِ خَیرٌ مِنَ الدُّنیا وَ مَا فِیهَا
تکبیر اول را با امام جماعت گفتن بهتر است از دنیا و آنچه در آن است.

مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۴۸۸

۱۳٫ إنَّ الله یَستَحیِیَ مِن عَبدِهِ إذا صَلَّی فِی جَماعَهٍ ثُمَّ سَألَهُ حَاجَهً أن یَنصَرف حَتّی یَقضِیهَازمانی که بنده ای نمازش را به جماعت بخواند، خداوند از او حیاء می کند، و هنگامی که از او طلب حاجت کرد، منصرف نشود، مگراین که حاجتش را برآورد.

بحار الانوار، ج ۸۸ ص ۴


14. مَن حَافَظَ عَلی الصَّفِ الاَوَّل وَ التَّکبِیرَهِ الأولی لایُؤذِی مُسلِماً، أعطَاهُ الله مِن الاجرِ مَا یُعطِی المُؤذِّنُون فِی الدُّنیا و الآخِره
کسی که محافظت و مداومت بر صف اول و تکبیر اول نماید، و مسلمانی را اذیت نکند، خداوند به او اجری معادل اجری که مؤذنین در دنیا و آخرت دریافت می کند، عطاخواهد کرد.

وسائل الشیعه ، ج ۵، ص ۳۸۷

۱۵٫ ألا أنَّ الصَّلاهَ مَأدَبَهُ الله فِی الارضِ قَد هَنَأهَا لِاَهلِ رَحمَتِه فِی کُلِّ یَومٍ خَمسَ مَرّات آگاه باشید نماز سفره گسترده خدا در زمین است که خداوند آن را روزی پنج بار برای اهل رحمتش (افراد شایسته رحمت) گوارا نموده است.

مستدرک الوسایل ، ج ۱، ص ۱۷۰

۱۶٫ الصَّلاهُ رَأسُ الاسلامِ
نماز (به منزله) رأس اسلام است.

بحار الانوار، ج ,۱۷ ص ۱۲۷میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۶۷

۱۷٫ اَوَّلَ مَا یَسألُونَ عَنهُ الصَّلواتِ الخَمسِ

اولین چیزی که از انسان ها سؤال می شود، نمازهای پنج گانه است.

کنز العمّال، ج ۷، حدیث ۱۸۸۵۹

18. الصَّلاهُ نورٌ
نماز، روشنی است.

میزان الحکمه، ج۱۰ ص ۲۳۴

۱۹٫ إنَّ أحَبَّ الأعمالِ إلَی الله – عَزَّوجلّ- الصَّلاهُ و البِرُّ و الجَهادِ
همانا، محبوب ترین اعمال در نزد خداوند: نماز، نیکی کردن و جهاد در راه خداست.

وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۲۷


20. صَلاهُ الرَّجُلِ تَطَوُعاً حَیثُ لایَراهُ النّاس تَعدِلُ صَلاتُهُ عَلی أعیُنِ النّاسِ خَمساً و عَشرِین نماز مرد که داوطلبانه و مستحبی درجایی که مردم او را نبینند به جا آورد، برابر بیست و پنج نماز است که در برابرچشم مردم انجام دهد.

نهج الفصاحه ص ۳۹۱


21. بِالصَّلاهِ یَبلُغُ العَبد إلَی الدَّرَجَهِ العُلیاءِ لأنَّ الصَّلاهَ تَسبِیحٌ و تَهلِیلٌ و تَحمِیدٌ و تَکبِیرٌ و تَمجِیدٌ و تَقدِیسٌ و قُولٌ و دَعوهٌبه وسیله نماز بنده به درجه عالی و مقام والا می رسد، زیرا نماز تسبیح و تهلیل و تحمید وتکبیر و تمجید و تقدیس الهی است ، نماز قول حق و دعوت به سوی حق می باشد.

بحار الانوار، ج ۸۲ ص ۲۳۲ جامع احادیث الشیعه، ج۴، ص ۲۲


22. نَومٌ عَلَی عِلمٍ خَیرٌ مِن صَلاهٍ عَلَی جَهلٍ
خواب باعلم بهتر از نماز با جهل است.

نهج الفصاحه، ص ۶۳۳


23. الصَّلاهُ أُنس فِی قَبرِه و فَراشٌ تَحتَ جَنبِه و جَوابٌ لِمُنکَرٍ و نَکِیرنماز مونس (نمازگزار) در قبر، فرش نیکو در زیرش، و پاسخ نمازگزار برای نکیر و منکر می باشد.

بحار الانوار، ج ۸۲ ص ۲۳۲


24. الصَّلاهُ زَادَ لِلمُؤمِنِ مِنَ الدُّنیا إلَی الأخِره
نماز زاد و توشه مؤمن در دنیا برای آخرت می باشد.

بحار الانوار، ج۸۲ ص ۲۳۲

۲۵٫ الصَّلاهُ إجابةٌ لِلدُّعاءِ و قَبُولٌ لِلأعمَال

نمازموجب اجابت دعا و قبولی اعمال است.

بحار الانوار، ج ۸۲ ص ۱


26. الصَّلاهُ سلاحٌ عَلَی الکَافر

نماز سلاح مؤمن علیه کافراست.

بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۵۶و ۲۳۱

۲۷٫ مَثَلُ الصَّلاهُ الخَمسِ کَمِثلِ نَهرٍ جارٍ، عذب عَلی بَابِ أحدُکُم یَغتَسِلُ فِیه کُلَّ یَومٍ خَمسَ مَرّاتٍ فَما یَبقَی ذالِک مِنَ الدَّنَس

نمازهای پنج گانه به نهر جاری گوارایی می مانند که بر در خانه هایتان روان است وهر روز پنج بار خود را در زلال آن شست و شو می دهید، و دیگر هیچ پلیدی باقی نمی ماند.

کنز العمال، ج ۷، ص ۲۹۱ حدیث ۱۸۹۳۱

۲۸٫ الصَّلاهُ تَسوَدُّ وَجه الشَّیطان

نماز چهره شیطان را سیاه می کند.

نهج الفصاحه، ص ۳۹۶

۲۹٫ لاصَلوهَ لِمَن لایُطِعِ الصَّلاه، و طَاعَهُ الصَّلاهُ أن تَنهَی عَنِ الفَحشاء و المُنکر
کسی که مطیع نماز نباشد، نمازش کامل نیست و اطاعت از نماز همان دوری از فحشاء و منکر است.

بحار الانوار، ج۸۲ ص ۱۹۸

۳۰٫ قَال الله تَعالَی: إفتَرضتَ عَلَی أُمَّتِکَ خَمسَ صَلواتٍ و عَهدتُ عِندِی عَهداً إنَّهُ مَن حَافَظَ عَلیهِنَّ لِوَقتِهِنَّ أدخَلتَه الجَنَّهَ و مَن لَم یُحافِظ عَلیهِنَّ فَلا عَهدَ لَهُ عِندِی خداوند متعال فرمود: نمازهای پنج گانه را بر امت توواجب کردم و با خود پیمان بستم که هر کس مراقب آن نمازها و وقت آنها باشد، او را به بهشت داخل نمایم، و کسی که مراقب آنها نباشد، من تعهدی نسبت به او ندارم.

کنز العمال، ج ۷، ص۲۷۹ حدیث ۱۸۸۷۲

۳۱٫ یَا أباذر! مَادُمتَ فِی الصَّلاهِ فِإنَّکَ تَقرَعُ بَابُ المُلکِ الجَبَّار و مَن یَکثُر قَرعَ بابِ المُلک فَإنَّه یَفتَح لَه
ای ابوذر! تاهنگامی که در نماز هستی درب خانه ملک جبار را می کوبی ، و هر کس درب خانه ملک را بسیار بکوبد، به رویش باز می شود.

بحار الانوار، ج ,۷۷ ص۸۰ میزان الحکمة، ج ۵، ص ۳۷۷

۳۲٫ لایَزالُ الشَّیطان یَرعَبُ مِن بَنِی آدَمَ حَافَظ عَلَی الصَّلَواتِ الخَمسِ فَإذا ضَیَّعَهُنَّ تَجرَءُ عَلَیه و أوقَعَهُ فِی العَظائِم
تا وقتی که فرزندان آدم، نمازش را به دقت و با شرایط و آداب می خواند، شیطان پیوسته از او در وحشت و هراس است؛ پس اگر نماز را ضایع نموده (و در وقت مقرر آن به جا نیاورد)، شیطان بر او چیره می شود و او را در گناهان کبیره انداخته و وی را گرفتار می کند.

بحار الانوار، ج۸۲ ص ۲۰۲

۳۳٫ لَوکَانَ عَلی بَابِ دارِ أحَدُکُم نَهرُ و اغتَسَلَ فِی کُلِّ یَومٍ مِنهُ خَمسَ مَرّات أکَانَ یَبقی فِی جَسَدهِ مِن الدّرنِ شَیءٌ؟ قُلتُ: لا. قَالَ: فَإنَّ مِثلَ الصَّلاةِ کَمِثلِ النَّهر الجَارِی کُلَّما صَلّی صَلاة کَفَرَت مَا بَینَهُما مِنَ الذُّنُوبِ
اگر در کنار خانه شما نهری باشد و در روز پنج نوبت خود را در آن شست و شو دهید، آیا در بدن شما چیزی از آلودگی ها می ماند؟ هرگز! (انسان از آلودگی پاک می شود) نماز نیز مثل نهر جاری و روانی است که هرگاه بر پا می شود گناهان را می شوید و از بین می برد.

وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۷

۳۴٫ قُم فَصَلِّ فإنَّ فِی الصَّلاهِ شِفاء
بر خیز و نماز به جا آور! پس همانا در نماز شفا است.

جامع احادیث الشیعه، ج ۴، ص ۲۸

۳۵٫ الصَّلاة کَفّارَةُ الخَطایا ثُمَّ قَرَأَ: " إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ

نماز کفاره گناهان می باشد. سپس آن حضرت این آیه را خواند که :"حسنات سیئات را از بین می برد"

تفسیر ابوالفتوح رازی، ج ۱، ص ۲۴۸

۳۶٫ نَوِّرُوا مَنازِلَکُم بِالصَّلاة و قَرائَةِ القُران
به خانه هایتان با خواندن نماز، و قرائت قرآن، نورانیت ببخشید.

کنز العمال، ج ۱۵، ص ۳۹۲، حدیث ۴۱۵۱۸


37. مَا مِن صَلاةٍ یحضََر وَقتَها إلّا نَادی مَلَکٌ بَینَ یَدَیِ النّاسِ: أیُّها النّاس! قُومُوا إلی نِیرانِکُم الَّتِی أوقَدتُمُوها عَلی ظُهُورِکُم فَاطفَئُوها بِصَلاتِکُم
هیچ نمازی نیست مگر این که چون وقت آن فرا می رسد فرشته ای درپیش روی مردمان ندا می کند: ای مردم! برخیزید به سوی آتشی که بر پشت خودافروخته اید، تا آن را با نماز خویش خاموش کنید.

محجة البیضاء، ج ۱، ص ۳۳۹


38. إنَّ الصَّلاة تَأتِی إلَی المَیِّتِ فِی قَبرِه بِصُورَةِ شَخصٍ أنوَرِ اللَّونِ یُونِسُه فِی قَبرِه و یَدفَع عَنهُ أهوالَ البَرزَخ
نماز به صورت انسانی سفید چهره وارد قبر میت شده و با او انس می گیرد و وحشتهای برزخ را از اوبرطرف می کند.

لآلی الاخبار، ج ۴، ص ۱، الحکم الزاهره، ص ۲۸۳

۳۹٫ إذا أقامَ العَبدُ المُؤمِن فِی صَلاتِه نَظَرَالله – عزَّ و جلّ – إلَیه
وقتی بنده مؤمن به نماز می ایستد، خداوند سبحان به او نظر می کند.

وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۲۱

۴۰٫ کَانَ رسُول الله (صلی الله علیه و اله) یَمسَحُ مَناکِبَنا فِی الصَّلاة و یَقُول: إستَوُوا و لاتَختَلِفُوا فَتَختَلِفَ قُلُوبُکم
رسول خدا (صلی الله علیه و اله) شانه های نمازگزاران را در نماز جماعت می گرفت و منظم می کرد، و می فرمود: مساوی و منظم باشید، نامنظم و جدا از هم نباشید که قلب های شما از یکدیگر جدا می شود.

جامع احادیث الشیعه، ج ۶

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 آبان1391ساعت 9:39  توسط علی مجدی | 

چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیه اسلام:


حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که:
روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود: چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟
فاطمه عرض کرد: او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند.
رسول خدا فرمود: شهادت می دهم که تو پاره تن منی.
-----------------------------------------------------------------------------------------------
روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)
وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود: فاطمه پاره تن من است.
-----------------------------------------------------------------------------------------------
امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید: بهترین کار برای زنان چیست؟
فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند
رسول خدا فرمود: فاطمه پاره تن من است
-----------------------------------------------------------------------------------------------
رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.
فاطمه علیها سلام می‌فرماید:« هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.
-----------------------------------------------------------------------------------------------
روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود: چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.

اسماء گفت: من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند.
سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.» و فرمود: پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.

منابع:

بحارالانوار، ج 43، صفحات 91 و 93 و 54 و 81 و 189.

بحار/92/43 اول صفحه -

بحار/189/43 -

بحار1/81/43-

بحار/54/43

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 مهر1391ساعت 22:54  توسط علی مجدی | 

احکام شرعی از رابطه زن و مرد نامحرم


1- روابط زن و مرد نامحرم از طریق پست الکترونیکی

لطفا بفرمایید ارتباط از طریق پست الکترونیکی (ایمیل)در مورد شعر وشاعری و ادبیات و مذهب وسیاست وخانواده وموضوعاتی از این قبیل بین زن ومرد وغیره چه صورتی دارد.

بین نامحرم ها جایز نیست.

 

2- حکم سلام مرد به زن نامحرم

حکم سلام مرد به زن نامحرم چیست؟آیا سلام کردن دانشجوی پسر به همکلاسی دختر که هر روز همدیگر را می بینند و با هم در یک کلاس شرکت می کنند اشکال دارد؟ سلام استاد مرد به شاگرد دختر چه حکمی دارد؟

در برخی از روایات این کار مکروه شمرده شده است. مخصوصاً اگر زن جوان باشد.

 

3- تماس با أجنبیه در وسائل نقلیه عمومی

آیا اگر در وسائط نقلیه عمومی زنی بغل دست انسان بنشیند وبر اثر تنگی جابا بدن اجنبیه تماس بگیرد آیا لازم است برخاسته یا از تاکسی خارج شویم؟

می توانید کیف یا ساک خود را به عنوان حائل بین خودتان بگذارید و لازم نیست از ماشین پیاده شوید.

 

4- اشتغال خارج از منزل بانوان

نظر ایشان را در مورد اشتغال خارج از منزل بانوان می خواستم؟اگر از لحاظ شرعی اشکالی ندارد چه شرایطی باید داشته باشد؟و اگر همراه با مراوده در مسائل کاری و همکاری با نامحرم باشد چه حکمی دارد؟

در صورتی که جهات شرعی آن رعایت بشود و خوف انحرافی در کار نباشد و با اجازه همسر باشد مانعی ندارد.

 

5- صحبت کردن برای ازدواج از طریق اینترنت

جوان 25 ساله ای هستم که در مقطع کارشناسی ارشد مشغول تحصیل میباشم.در محیط مرکز آموزشی با دختر 24 ساله ای آشنا شدم .با ایشان در مورد ازدواج صحبت کردم . ایشان گفتند تا یکسال قصد ازدواج ندارند وکسانی هستند که او بخواهد با آنها ازدواج کند.ایشان حجاب را خیلی رعایت نمی کنند.من الان دیگر به آن مرکز نمی روم ولی در این فکر هستم که از طریق اینترنت برای ایشان نوشته ها وعکس هایی بفرستم.در صورت توافق اگر ایشان پذیرفت شرط ازدواج را رعایت حجاب ونماز خواندن وغیره قرار می دهم البته با توجیح دقیق ایشان نه به زور.آیا ارتباط اینترنتی با ایشان در چارچوب اسلام وذکر خوبی هایی که در من وجود دارد خلاف موازین اسلامی است(برای متقاعد کردن ایشان) لطفا مرا راهنمایی نمایید.(من علاقه زیادی به اخلاق ایشان وبرخی تفکراتشان پیدا کرده ام)

به مقدار ضرورت و نیاز برای ازدواج می توانید با او صحبت کنید

 

6-  بازی و تفریح به صورت مختلط

دانشجویان در اردوهای تفریحی بصورت مختلط(ذکور و اناث)به بازی و تفریحاتی(مثل برف بازی و غیره )می پردازند و این کار را صحیح می دانند. آیا این عمل آنان خالی از اشکال است؟

این کارها جائز نیست.

 

7-  دست زدن به نامحرم

آیا دست زدن به دختر در صورتی که هیچ غرض و منظوری در میان نباشد مشکل دارد یا خیر؟ و یا اینکه اگر بخواهیم با او ازدواج کنیم چطور؟

جائز نیست.

 

8-  شنیدن صدای روضه خوانی بانوان

شغل بعضى از خانمها ذکر توسّل به اهل بیت(علیهم السلام) در مجالس زنانه است، گاهى از اوقات در زمانى که مشغول روضه خوانى هستند مرد و یا بچه هایى که خوب و بد را مى فهمند وارد حیاط آن خانه مى شوند و صداى این خانم را مى شنوند، حکم این قبیل روضه خوانیها چیست؟

در این مورد که نوشته اید، صداى خود را آهسته تر کند و یا بدون تکیه به صوت بخواند.

 

9-  اشتغال بانوان در ادارات

آیا اشتغال زنان در اداراتى که محلّ مراجعه مردان است جایز است؟

با رعایت شئون اسلامى اشکالى ندارد.

 

10-  شوخی اساتید زن در کلاس

خنده و شوخى استاد خانم در کلاس درس دانشجویان دختر و پسر به منظور رفع کسالت و خستگى و تجدید روحیّه دانشجویان چه حکمى دارد؟

رعایت آداب عفّت در کلاس درس واجب است.

 

11- معاینه توسط غیر همجنس برای استخدام

آیا معاینه و لمس افراد غیر بیمار در مقام آموزش پزشکى جهت کنترل سلامتى واستخدام و سربازى و... درصورتى که همجنس نباشند جایز است؟

در امورى که براى جامعه ضرورت دارد جایز است.

 

12- سلام کردن مرد به زن نامحرم

آیا سلام کردن مرد بر زن نامحرم کراهت دارد؟

کراهت ندارد ولى از بعضى از اخبار استفاده مى شود که سلام کردن به زن جوان مکروه است.

 

13- گفتگو با نامحرم

آیا گفتگو با زن نامحرم به طور کلّى جایز است؟

در صورتى که به طور عادى باشد، مانعى ندارد.

 

14- ارائه کنفرانس توسط دانشجویان دختر

آیا خواهران دانشجو مى توانند در مورد امور کلاس یا مسائل علمى در میان برادران دانشجو کنفرانس ارائه نمایند؟

هرگاه موازین شرعى در آن رعایت گردد و مفسده خاصّى نداشته باشد مانعى ندارد.

 

15- مشاغلی که مستلزم لمس نامحرم است

افعال و مشاغلى براى زن و مرد هست که مستلزم نظر لمس بدن دیگرى است مثل دندان پزشکى، زایمان، جراحى و... در این گونه موارد تکلیف چیست؟ و آیا فرقى بین حال ضرورت و غیر آن هست و ملاک ضرورت چیست؟

این گونه امور فقط در صورت ضرورت جایز است و معیار ضرورت تشخیص عرف عام و صالح است.

 

16- درس خواندن نزد نامحرم

خانمى مى خواهد به تحصیل خود ادامه دهد که بعدها شغل حلالى انتخاب کند ولى فعلا ادامه تحصیل ملازم با این است که با نامحرم رو به رو شود مثلا نزد مرد نامحرم درس بخواند یا این که با مردها در یک کلاس باشند، آیا تحصیل با چنین شرایطى جایز است؟

هرگاه توأم با امر حرامى نگردد مانعى ندارد، مانند خلوت با اجنبى و مفاسد دیگر.

 

17- گوش دادن به خنده زن نامحرم

گوش دادن به خنده زن نامحرم اگر موجب مفسده نباشد چه حکمى دارد و در صورتى که مفسده داشته باشد چه حکمى دارد؟

در مواردى که مفاسد خاصّى بر آن مترتب نشود مانعى ندارد.

 

18- تحصیل در بین نامحرمان

گاهى دانشجوى پسرى در بین عدّه اى دانشجوى دختر یا بالعکس درس مى خواند، آیا درس خواندن بدین صورت جایز است؟ با توجّه به این که اگر با این شرایط ادامه تحصیل ندهد متضرّر مى شود مثل این که دیرتر فارغ التحصیل مى شود.

اگر موجب کار حرامى نمى شود اشکالى ندارد ولى سزاوار است که مسؤولین کشورهاى اسلامى برنامه اى براى جدا ساختن مراکز تحصیلى پسران و دختران تنظیم کنند.

 

19- اختلاط زن و مرد مسلمان برای نمایش

آیا براى نمایش صحنه هاى تاریخى، اختلاط زن و مرد مسلمان که در نقش کفّار بازى مى کنند و همراه با مکالمات مهیّجِ شهوت و عاشقانه است، جایز است؟

بازى کردن در نقش کفّار به منظور اهداف آموزنده مانعى ندارد ولى مکالمات محرّک و شهوت انگیز جایز نیست.

 

20- تبعیت از دستور استاد برای معاینه نامحرم

تبعیّت از دستور استادى که مقیّد به فرایض شرعى نیست و با وجود دانشجویان دختر به دانشجویان پسر دستور معاینه زنان بیمار را مى دهد چه حکمى دارد؟ البتّه تمرّد از دستور استاد ممکن است در نمره قبولى یا رد او دخالت داشته باشد؟

در این مورد که ضرورت نیست باید به صورت معقولى تمرّد کند مگر این که معاینه زنان براى تکمیل تحصیلات پزشکى لازم باشد (تحصیلاتى که سبب نجات جان زنان مى شود) که در این صورت جایز است.

 

21- دوختن لباس زنانه توسط آقایان

دوختن لباس زنانه توسط خیاط مرد، چه حکمى دارد؟

در صورتى که مستلزم تماس بدنى و محرّمات دیگرى نشود اشکالى ندارد.

 

22- خلوت با نامحرم

آیا خلوت با زن نامحرم اگر چه مطمئن باشد مرتکب حرام نمى شود جایز است؟ محدوده خلوت اجنبیّه چیست؟

اگر در مکانى هستند که معمولا هیچ کس رفت و آمد نمى کند، خلوت با زن نامحرم محسوب مى شود و خلوت با اجنبیّه اشکال دارد حتّى اگر فکر مى کنند به حرام نمى افتند.

 

23- روابط زن و مرد نامحرم در فیلم ها

فیلم هایى ساخته مى شود که زن و مرد نامحرم در آن بازى مى کنند، و به مقتضاى نقش محوّله، با هم شوخى کرده، و به یکدیگر نگاه هاى عاشقانه دارند. بازى کردن آنها در چنین فیلم هایى چه حکمى دارد؟

در صورتى که آداب عفّت اسلامى را رعایت کنند مانعى ندارد.

 

24- حرف زدن با نامحرم

در کتابی خواندم که از یکی از معصومین (علیهم السلام) نقل شده بود که حرف زدن با نامحرم فقط تا ۵ کلمه آن هم به ضرورت ایراد ندارد؛ آیا این درست است؟

حرف زدن در صورتیکه سخنان عادی و معمولی باشد و خوف افتادن در حرام نباشد مانعی ندارد.

 

25- تنها بودن پزشک و بیمار در اتاق معاینه

در بسیارى از موارد مجبور هستم در اطاق ویزیت براى چند دقیقه با بیمار غیر همجنس تنها باشم، تا به راحتى مشکلات خود را بیان کند. آیا این کار خلوت با اجنبیّه محسوب شده و حرام است؟

چنانچه درب اطاق قفل نباشد، خلوت با اجنبیّه صدق نمى کند.

 

26- نحوه رابطه زن و مرد در عده طلاق

بیرون کردن زن در ایام عده طلاق از خانه حرام است
لطفً بفرمایید رابطه بین این زن و شوهر طلاق گرفته و در زمان عده چگونه باید باشد؟ و در صورتی که در یک خانه قرار است این مدت را زندگی کنند چگونه و چه رابطه ای می توانند با هم داشته باشند؟

در صورتیکه عدّه طلاق رجعی باشد بیرون کردن او جایز نیست و مانند دو محرم می توانند با هم زندگی کنند.

 

27- تماس دست پرستاران نامحرم به بدن

گیرندگان خون اهدایی معمولاً بانوان هستند که هنگام خون گرفتن انگشتانشان با بازوی شخص اهداء کننده برخورد می کند. آیا در چنین شرایطی اهداء خون جایز است؟

در صورتیکه ضرورتی برای خون دادن باشد و نتوان از پرستار هم جنس استفاده کرد اشکالی ندارد ولی باید در اینگونه موارد از دستکش های طبی استفاده کنند، تااشکالی نداشته باشد.

 

28- ارتباط با نامحرم از طریق پیامک

 smsفرستادن برای نامحرم چه حکمی دارد؟ (از نوع تبریک و..) دادن آن به استاد واقوام چطور؟ فرستادن به شخصی که مزاحم شده برای ادامه ندادن پیام توسط او چطور؟

هرگونه تماس و ارتباط با نامحرم که موجب مفسده شود حرام است و در مورد اقوام و اساتید در صورتیکه جهات شرعیه رعایت شود و سخنان عادی و معمولی باشد اشکالی ندارد.

 

29- معاشرت و نشست و برخاست با بستگان نامحرم

بنده یک دختر طلبه هستم که برای رعایت کامل تر مسائل شرعی و عمل کردن بر طبق این حدیث شریف حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) که فرموده اند: «بهترین زنان کسی است که نه مردی او را ببیند و نه او مردی را ببیند» از پوشیه استفاده می کنم و از نشستن بر سر سفره ای که نامحرم سر آن سفره باشد اجتناب می کنم و از معاشرت و نشست و برخاست با نامحرم ها ابا دارم لکن بنده از طرف مردم و اقوام و نزدیکان مورد مواخده واقع می شوم و در نهایت تعجب بعضی ها این عمل من را مخالف شریعت قلمداد می کنند. خواهشمند است که برای واضح شدن این مسئله نظر خود را در خصوص این گونه رفتار به صورت کامل و واضح بیان فرمایید.

کار شما صحیح است که موازین شرعی را رعایت می کنید، البته صحبت با نامحرم مخصوصا بستگان در حدود متعارف و سخنان معمول مانعی ندارد و استفاده از پوشیه هر چند مانعی ندارد ولی پوشاندن صورت و دست ها تا مچ واجب نیست.

 

30- تفکیک جنسیتی در دانشگاهها

با توجه به انتشار استفتای معظم له که در آن استقبال از طرح تفکیک جنسیتی در کلاسها و دانشگاهها را وظیفه دانشجویان دانسته بودند ، بنده می خواهم دلیل این استفتاء را بدانم ؟

شک نیست که تفکیک جنسی دانشجویان هم به پیشرفت آنان کمک میکند و هم به سلامت اخلاقی آنان و آنچه درباره تفکیک جنسیت گفته ایم باید توأم با عدالت کامل نسبت به هر دو جنس باشد.

 

31- حکم دست دادن زنان با مردان در بعضی از شهرها

جوانی هستم 17 ساله اهل توابع شیراز. در شهرستان ما رسم بر این است که مردان و زنان هنگام ملاقات یکدیگر با هم دست می دهند و هیچگونه قصدی در آن نیست می خواستم بدانم آیا این عمل حرام است و یا شرط خاصی (مثلا بالا بودن سن شخص نا محرم) برای حلال بودن آن وجود دارد. مجددا یاد آور می شوم که این عمل به صورت رسم از قدیم الایام وجود داشته است و هیچگونه لذتی در آن وجود ندارد

دست دادن زن و مرد نامحرم جائز نیست سعی کنید با زبان خوب جلوی این رسم گرفته شود.

 

32- دست دادن زن و مرد نامحرم

دست دادن زن و مرد نامحرم با یکدیگر چه حکمی دارد ؟ آیا حدیثی در این رابطه است؟

این کار به اتفاق تمام علمای اسلام حرام است و از ضروریات دین شمرده می شود و احادیث متعددی در مورد آن در کتاب وسائل الشیعه، ج 14، ص 151 وجود دارد.

 

33- دست دادن با نامحرم از باب ضرورت

دست دادن زنان غیرمسلمان با مردان و بلعکس در اروپا هنگام ملاقات ویا مراسم های رسمی ویا غیر رسمی و روزمره اعم از دکتر رفتن با همسایه و.... بعنوان احترام به یگدیگر محسوب شده و امری متداول و مبادی آداب و نشانه نزاکت بشمار می آید، که رعایت این مهم در نوع نگاه و تداوم مراودات اجتماعی بسیار حایز اهمیت بوده و تاثیری بسزا دارد واز دیگر سو نیز عدم رعایت آن علاوه بر ایجاد ضرر و زیان مادی با توجه به این امر که ما شیعیان خلاف این امر عمل می نماییم موجبات وهن و توهین به فرد مقابل را فراهم و خود را بعنوان یک شیعه مسلمان فردی بی ادب و بی توجه به موازین عرفی و اخلاقی معرفی مینماییم وهمچنین موجب وهن به شیعه، اسلام و دین را فراهم مینماییم . تاثیر منفی این رویه تا به ان اندازه است که حتی علاوه بر ناراحتی شدید فرد مقابل دربرخی مواقع موجب به گریه افتادن فرد خصوصا دربانوان گردیده چرا که این نوع برخورد را شدیدا تبعیض آمیز میدانند و درمواقع زیادی نیز فرض بر همجنس بازبودن چنین فردی میدانند .لازم به توضیح است که برای حقیر این موضوع به کرات رخ داده و علاوه بر توضیح با زبان لکن متاسفانه این مشکل کماکان بقوت خود باقی است . لذا از آن مرجع محترم کمال تشکر را دارم چنانچه راه حلی در این خصوص ارایه فرمایند واگر همچنان برحرمت آن تاکید دارند موجب امتنان است دقیقا علل شرعیه و فقهی و قرآنی و سنت و معصومین (علیهم السلام) را ذکر نمایند. باتشکر

دست دادن با زن نامحرم جائز نیست و اگر آنها را با فرهنگ اسلام آشنا کنیم مشکل حل خواهد شد ولی اگر واقعاً در جائی ضرورت قطعی حاصل شود، از باب ضرورت و به مقدار ضرورت مانعی ندارد.

 

34- دست دادن از روی لباس

آیا دست دادن از روى لباس با نامحرم اشکال دارد؟

تماس از روى لباس بدون قصد ریبه و تلذّذ اشکالى ندارد.

 

35- دست دادن با نامحرم با دستکش

دست دادن زن با مرد نامحرم با دستکش چه حکمى دارد؟

بهتر ترک این کار است مگر در موارد ضرورت.

 

36- دست دادن با افراد سالخورده

دست دادن با فرد سالخورده از جنس مخالف چه حکمی دارد ؟ مثلا با پسری با پیر زن دست بدهد یا دختری با پیر مرد ؟

اینکار جایز نیست .

 

 

منبع: وب سایت حضرت آیت الله مکارم شیرازی



 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 خرداد1391ساعت 1:30  توسط علی مجدی | 

یازده سوگند الهی در قرآن برای اهمیت اخلاق


در قرآن يك سري چيزها را يكبار قسم خورده است. مثلاً‌ مي‌گويد: «وَ الْعَصْرِ، إِنَّ الْانسَانَ لَفِى خُسْرٍ» (عصر/ 1و2) به عصر و زمان قسم. بعضي جاها دوبار قسم خورده است. بعضي سوره‌ها سه بار قسم خورده، بعضي سوره‌ها چهار بار قسم خورده است. بعضي سوره‌ها پنج بار قسم خورده است. تا آنجايي كه يادم هست، ديگر هفت تا و هشت تا و نه تا نداريم. يك سوره داريم خدا يازده بار قسم خورده است. چه خبر است كه خدا مي‌گويد: به كي قسم، به كي به كي، به كي، به كي، به كي، به كي، به كي، به كي... بعد يك حرف را مي‌زند. چه خبر است؟ مي‌خواهد بگويد: از بس مردم باور نمي‌كنند، خدا يازده تا قسم خورده. گفته: «وَ الشَّمْسِ» (شمس/1) قسم به خورشيد، «وَ ضُحاها» (شمس/1) قسم به نور خورشيد. «وَ الْقَمَرِ» (شمس/2)، «وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّئهَا» (شمس/7)، «وَ الْأَرْضِ وَ مَا طحََئهَا» (شمس/6) قسم به زمين، قسم به آسمان، قسم به خورشيد، قسم به ماه، اين يازده تا قسم خورده، آخرش مي‌گويد: «قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّئهَا» (شمس/9) رستگار كسي است كه اخلاقش خوب باشد. و معلوم مي‌شود ما باور نمي‌كنيم پس یازده قسم یاد شده است. مسأله‌ي اخلاق خيلي مسأله‌ي مهمي است. بعضي چيزها كليد است. آدم بي‌همت، كليد همه بدبختي‌هايش است.

منبع درسهایی از قرآن- آیت الله قرائتی



+ نوشته شده در  دوشنبه 25 اردیبهشت1391ساعت 10:30  توسط علی مجدی | 

« سخنان گرانبها از مولا علی علیه السلام »


1- امام علی (ع) : بدانید آن کس که از ما خاندان « حضرت مهدی عج » که فتنه های آینده را دریابد با چراغی روشنگر در آن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر و سایر امامان از آل محمد (ص) رفتار می کند تا گِره مشکلات را باز کند و ملت های اسیر را آزاد و جمعیت های گمراه و ستمگر را پراکنده و نابود سازد و حق جویان پراکنده را جمع کند.

نهج البلاغه خطبۀ 150

 

2- امام علی (ع) : حضرت مهدی (عج) سال های طولانی در پنهانی از مردم به سر می برد آنچنان که اثر شناسان اثر قدرتش را نمی شناسند؛ گرچه در یافتن اثر و نشانه ها تلاش فراوان کنند، سپس گروهی برای در هم کوبیدن فتنه ها آماده می گردند و چونان شمشیر ها صیقل می خورند دیده هاشان با قرآن روشنایی گیرد و در گوش هایشان تفسیر قرآن طنین افکند و در صبحگاهان و شامگاهان جام های حکمت سر می کشند.

نهج البلاغه خطبۀ 150

 

3- امام علی (ع) : ای مردم بدانید که تکمیل شدن و کمال دین شما در یادگیری علم دینی و الهی و عمل به آن است. بدانید یادگیری علم دینی بر شما از بدست آوردن و تحصیل مال لازم تر است زیرا مال و روزی از جانب خدا میان شما تقسیم و تضمین گشته ولی علم دینی نزد اهلش نگه داشته شده و شما مامورید که آن را از اهلش طلب نمایید پس جویای آن باشید.

اصول کافی جلد 1 صفحۀ 35

 

4- حضرت علی (ع) : 1- همراه می خواهی خدا 2- دنیا می خواهی عبرت از گذشتگان 3- رفیق می خواهی نویسندگان عمل 4- کسب می خواهی عبادت خداوند 5- مونس می خواهی قرآن 6- موعظه می خواهی مرگ و اگر مرگ کفایت نکرد آتش جهنم کفایت می کند.

نصایح صفحۀ 271

 

5- حضرت علی (ع) : هشت کس اگر اهانت دیدند دیگری را ملامت نکنند: 1- آنکه بی دعوت بر سفره ای حاضر شود 2- آنکه بر صاحب خانه حکم کند یا دستور دهد 3- کسی که از دشمنان خیر خواهد 4- کسی که از لئیمان کرم طلب کند 5- آنکه بدون اجازه وارد سخن محرمانه مردم شود 6- توهین کننده به پادشاهان 7- شرکت کننده در مجلسی که اهلش نیست 8- و آنکه برای کسی سخن گوید که گوش نمی کند.

نصایح صفحۀ 281

 

6- حضرت علی (ع) : روزی امیرالمومنین (ع) خدمت حضرت محمد (ص) شرفیاب شد. پیغمبر پرسید؟ در چه حالی هستی ابوالحسن؟ عرض کرد: در حالیکه هشت طلبکار دارم: 1- خدا واجبات طلب می کند 2- شما سنت از من می خواهید 3- نویسندگان عمل راستگویی می خواهند 4- فرشته مرگ از من روح می خواهد 5- خانواده از من غذا می خواهد 6- شیطان از من گناه می خواهد 7- نفس از من لذت می خواهد 8- و دنیا تمایل و رغبت.

نصایح صفحۀ 281

 

7- امیرالمومنین (ع) : هر کس بخواهد برای دیگران الگو و راهنما و پیشوا باشد ابتدا باید به تعلیم و تربیت خویش همت گمارد پیش از آن که به تعلیم و تربیت دیگران مشغول شود؛ و خود سازی را از درون خود شروع کند قبل از آن که زبان خود را با الفاظ نیکو عادت دهد.

بحارالانوار جلد 2 صفحۀ 56

 

8- امام علی (ع) : در نامه خود به برخی از استاندارانش می فرمود: قلمهای خود را نازک بتراشید و سطر ها را به هم نزدیک کنید و زیادی کلمات را حذف کنید و در آوردن معانی صرفه جویی کنید و از زیاده روی بپرهیزید که اموال مسلمین تاب و تحمل زیاده روی را ندارد.

الحیاه جلد 2 صفحۀ 197

 

9- امام علی (ع) : هر شخصی که با کلامی یا عملی بر ضرر مومنی کاری کند تا به آن مومن آسیب و صدمه ای برسد با این کارش از اسلام بیرون گشته و بر کفر داخل شده.

میزان الحکمه جلد 4 صفحۀ 529

 

10- امام علی (ع) : کسی که نسبت به احکام الهی و دستورات دینی نادان و جاهل باشد مرده است هر چند زنده باشد و کسی که نسبت به مسائل و دستورات دینی عالم و فهمیده باشد زنده است گرچه از دنیا رفته باشد.

غررالحکم صفحۀ 69

 

11- امام علی (ع) : من؛ 1- دوستی بهتر از حفظ زبان 2- و لباسی زیبا تر از تقوای الهی 3- و مالی ارزنده تر از قناعت و میانه روی در خرج های زندگی 4- احسانی بر تر از گفتار نیکو و حکمت آمیز 5- و غذایی گوارا تر از فرو خوردن خشم نیافتم.

نصایح صفحۀ 223

 

12- امیرالمومنین (ع) : سعی و کوشش نما که خداوند تو را در حال نافرمانی اش و ارتکاب گناه نبیند و بکوش که خداوند تو را در حال انجام طاعت خود مشاهده کند که اگر اینگونه نباشی از زیانکاران خواهی بود.

وسائل الشیعه جلد 15 صفحۀ 79

 

13- امام علی (ع) : 1- مسئول و رئیس بی عدالت مانند ابر بی باران است 2- فقیر ناشکیبا همچون چراغ بی نور است 3- عالم بی عمل و فاقد تقوای الهی همچون درخت بی میوه است 4- ثروتمند بی سخاوت همچون زمین بایر بی گیاه و درخت است 5- جوان بی توبه همچون چشمه خشک و بی آب است 6- زن بی حیا و عفت همچون غذای بی نمک است.

نصایح صفحۀ 252

 

14- امام علی (ع) : نتیجه دوستی با اشرار جذب بدی و شر است مانند باد که از گذرگاه متعفّن می گذرد با خود بوی تعفّن می آورد. نتیجه دوستی بانیکان جذب خیر و نیکی است همچون باد که از محل خوشبو و عطر داری که می گذرد با خود بوی خوش می آورد.

مستدرک الوسائل جلد 2 صفحۀ 64

 

15- امام علی (ع) : خدا را فرشته ای است که هر روز بانگ می زند بزایید برای مردن و فراهم آورید برای نابود شدن و بسازید برای ویران گشتن.

نهج البلاغه حکمت 132

 

16- امام علی (ع) : علم و دانش مذهبی و معارف دینی از هفت جهت بر مال و ثروت بر تری دارد: 1- اینکه علم دین، میراث پیغمبران است و مال میراث فرعون هاست 2- علم با بخشش و انفاق به مردم کم نمی شود ولی مال با خرج کردن کم می شود 3- علم حافظ و نگهدار صاحب خود است ولی مال خود احتیاج به نگهبان دارد 4- مال برای مومن و کافر فراهم می گردد ولی علم دین فقط برای مومن حاصل می شود 5- شخص عالم و فهمیده در امر دین مورد حاجت همه مردم است ولی شخص مالدار و ثروتمند مورد نیاز عموم مردم نیست 6- علم الهی با آدمی وارد قبر می شود ولی مال در دنیا باقی می ماند 7- علم الهی و دینی صاحبش را در عبور از پل صراط نیرو می دهد و کمک می کند ولی مال و ثروت، وبال گردن صاحب خود بر پل صراط است و مانع عبور او از آن می شود.

آثار الصادقین جلد 13 صفحۀ 552

 

17- امام علی (ع) : خوشا به حال آن کس که در نامه عملش در زیر هر گناه یک استغفار ثبت شده باشد.

بحارالانوار جلد 5 صفحۀ 329

 

18- امام علی (ع) : به فرزندش امام حسین (ع) فرمود: پسر جانم هر سختی و بدحالی که به دنبالش بهشت باشد بدحالی نیست و هیچ خوشی و لذتی که پایانش جهنم باشد خوشی نیست . بدان پسرم هر نعمتی و لذتی در دنیا در مقابل بهشت جهنم است و تمام بلاها و سختی های دنیا در مقابل جهنم عافیت است.

تحف العقول صفحۀ 215

 

19- امام علی (ع) : خداوند چهار چیز را در چهار چیز مخفی نموده: 1- رضای خود را در طاعت ها؛ پس هیچ عبادتی را کم نشمارید شاید همان مورد رضای خدا باشد 2- غضبش را در گناهان؛ پس هیچ گناهی را کوچک نشمارید شاید همان مورد غضب او باشد 3- استجاب خود را در دعاها؛ پس هیچ دعایی را اندک مپندارید شاید همان مستجاب باشد 4- ولی و دوست خود را در میان بندگانش؛ پس به هیچ بنده ای بی اعتنایی نکنید شاید او ولی خدا باشد و شما نشناسیدش.                                                               

 تحف العقول صفحۀ 182

20- امام علی(ع) : خداوند به حضرت موسی وحی فرمود: ای موسی سفارش مرا در مورد چهار چیز به خاطر بسپار: 1- تا نفهمیدی که گناهانت را آمرزیده ام به گناه دیگری مپرداز 2- تا ندانی گنج های خزائنم تمام شده غم روزی مخور 3- تا ندیده ای که مُلک و پادشاهی من از دست رفته به دیگری امید مبند 4- تا مرده شیطان را ندیدی از مکرش ایمن مباش.

 نصایح صفحۀ 183

 

21- امام علی (ع) : کسی که شش خصلت داشته باشد همه در های بهشت بر رویش گشوده است و تمام درهای جهنم بر رویش بسته است: 1- خدا را بشناسد و اطاعتش نماید 2- شیطان را بشناسد و مخالفتش کند 3- راه حق و اهلش را بشناسد و به دنبالش برود 4- باطل و اهل آن را بشناسد و ترکشان گوید 5- دنیای حرام را بشناسد و رهایش سازد 6- آخرت را بشناسد و طلبش کند.

نصایح صفحۀ 248

 

22- امام علی (ع) : ریا کار چهار نشانه دارد: 1- هنگامی که تنهاست در عبادت خدا و ذکرش و اعمال خیر تنبل و کسل است 2- در میان مردم و جمع، در عبادت خدا و اعمال خیر کوشاست 3- چون از او تعریف کنند بیشتر کار می کند 4- هر گاه از عمل او تمجید و تعریفی نکنند کار خیر را ترک کند.

نصایح صفحۀ 187

 

23- امام علی (ع) : به راستی که اهل خیر و شر را نمی توان تشخیص داد مگر به مردم. اگر می خواهی اهل خیر را بشناسی کار خیری را شروع کن؛ کسانی که آن کار را تایید می کنند و دنباله روی از آن می کنند اهل خیرند و اگر می خواهی شر و اهلش را بفهمی کار بدی را شروع کن همان کسانی که از آن پیروی می کنند اهل شرّند.

تحف العقول

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

+ نوشته شده در  شنبه 5 آذر1390ساعت 3:36  توسط علی مجدی | 
میزان جزا و پاداش اعمال


در این مقاله به این موضوع می پردازیم که میزان جزا و پاداش اعمال چقدر خواهد بود؟ به عبارت دیگر گنهکار را چه میزان عذاب می کنند و اهل طاعت و بندگی را تا چه حد پاداش می دهند؟

از آیات سوره نبأ به دست می آید که هر گناهی تنها یک عذاب خواهد داشت؛ به اصطلاح یکی در برابر یکی. خداوند متعال در بیان مجازات تبهکاران می فرماید:

«لَّا یَذُوقُونَ فِیهَا بَرْدًا وَ لَا شَرَابًا * إِلَّا حَمِیمًا وَ غَسَّاقًا * جَزَاءً وِفَاقًا * إِنهَُّمْ كَانُواْ لَا یَرْجُونَ حِسَابًا * وَ كَذَّبُواْ بَِایَاتِنَا كِذَّابًا»؛ (24-28/نبأ): دوزخیان در جهنم نه هوای خنكى میچشند و نه آشامیدنى باب طبعی؛ مگر آب جوشان و چركاب و خونابه‏اى از بدن دوزخیان‏ و این جزایی است که با اعمالشان وفق دارد (بیشتر نیست)؛ زیرا اینها کسانی بودند که به روز حساب امیدى (باوری) نداشتند و آیات ما را به شدت و با همه وجود انكار مى‏كردند.

علامه طباطبایی(ره) در تفسیر این بخش می فرماید: « "جَزاءً وِفاقاً" دلالت دارد بر مطابقت كامل بین جزا و عمل، پس انسان با عمل خود نمیجوید مگر جزایى را كه مو به مو مطابق آن باشد.» (المیزان20/273)

در مورد این اصل ممکن است سوالهایی پیش بیاید که ما در اینجا دو نکته ذکر می کنیم تا پیشاپیش، جواب آنها را داده باشیم.

نکته اول: برخی کارهای نامشروع در نظر ما یک گناه است اما در حقیقت و در واقع با این کار دو گناه صورت گرفته است از این رو دو تا هم جزا و عذاب خواهد داشت. مانند این نمونه:

«یَانِسَاءَ النَّبىِ‏ِّ مَن یَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَیِّنَةٍ یُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَینْ‏ِ وَ كاَنَ ذَالِكَ عَلىَ اللَّهِ یَسِیرًا»(30/احزاب)؛ اى همسران پیامبر! هر كس از شما كار بسیار زشت آشكارى مرتكب شود عذاب براى او دو چندان خواهد شد، و این كار برای خدا آسان است‏.

علت این عذاب دو برابر، دو گناهه بودن معصیت های آشکاری است که همسر پیغمبر صلی الله علیه و آله مرتکب می شود: یک گناه همان فعل حرامی است که انجام می دهد و گناه دوم، لطمه زدن به آبرو و حیثیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است. (ر.ک تفسیر نمونه17/283) بنابراین عذابشان دو چندان است.

نکته دوم: این جزای موافق هم بعد از این است که آن گناه با شوینده هایی که خدا قرار داده است پاک نشود و با داروهایی که او مقرر کرده درمان نشود. این پاک کننده ها و داروهای درمانگر عبارتند از: توبه، عمل صالح، رنج دنیوی، سختی جان کندن، فشار قبر، عذاب برزخ، شفاعت(انبیا و اولیا ع علما و شهدا و صلحا و ...) ، دعای گذشتگان و آیندگان و ...

در نهایت اگر شدت و عمق گناه به حدی بود که هیچکدام از این امور نتوانست در آن کارگر بیفتد نوبت به سوزاندن زخم می رسد که فرمودند: «آخِرُ الدَّوَاءِ الْكَیُّ»؛ آخرین دارو و راه درمان سوزاندن است.(نهج البلاغه، خطبه 168)

در هر صورت، این یک قانون الهی است که فرمود: «مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزى‏ إِلاَّ مِثْلَها»؛ آنان كه به صحنه قیامت و حساب، كار بد بیاورند، جز به مانند آن مجازات نبینند. (160/انعام)

حضرت سجاد علیه السلام مرتب می فرمود: «وَیْلٌ لِمَنْ غَلَبَتْ آحَادُهُ أَعْشَارَهُ»؛ وای بر کسی که جمع کیفرهای تک تک او از ده تا ده تا ثوابی که به او می دهند بیشتر شود

در همان آیه 160/انعام آمده است: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها»؛ هر کس که کار نیکی به صحنه حساب بیاورد ده برابر به او پاداش خواهند داد؛ یعنی ده ثواب در مقابل یک عمل صالح به او می دهند.

اگر هم گفتیم «حداقل» با در نظر گرفتن آیاتی بود که به زودی ذکر خواهیم کرد.

نکته مهم : این ثواب به شرط بقاء عمل در نامه اعمال است زیرا اعمال صالح ممکن است در اثر برخی گناهان دچار آسیب شده و همه یا بخشی از آنها نابود شود از این رو فرمود: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ»؛ هر کس حسنه ای را بیاورد ده برابر پاداش به او می دهیم.

حضرت مرتب می فرمود: «وَیْلٌ لِمَنْ غَلَبَتْ آحَادُهُ أَعْشَارَهُ»؛ وای بر کسی که جمع کیفرهای تک تک او از ده تا ده تا ثوابی که به او می دهند بیشتر شود.(معانی الاخبار/248)

خداوند متعال در آیه 89 نمل و نیز 84 قصص می فرماید: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها»؛ هر کس عمل صالحی بیاورد پاداشی بهتر نصیب او می شود. همانطور که ملاحظه می شود این خیریت در تعداد خاصی منحصر نشده است و می تواند شامل بیش از ده برابر هم بشود.

خداوند متعال می فرماید: «وَ الَّذِى جَاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ * لهَُم مَّا یَشَاءُونَ عِندَ رَبهِِّمْ ذَالِكَ جَزَاءُ الْمُحْسِنِینَ»؛ و آنكه سخن راست و درست آورد و كسانى كه آن را باور كردند، اینانند كه پرهیزكارانند. براى آنان هر چه بخواهند نزد پروردگارشان فراهم است. این است پاداش نیكوكاران. (33-34/زمر)

اگر شدت و عمق گناه به حدی بود که هیچکدام از این امور نتوانست در آن کارگر بیفتد نوبت به سوزاندن زخم می رسد که فرمودند: «آخِرُ الدَّوَاءِ الْكَیُّ»؛ آخرین دارو و راه درمان سوزاندن است

علامه طباطبایی(ره) در تفسیر آیه 38 سوره مبارکه نور « لِیَجْزِیهَُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُواْ وَ یَزِیدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَ اللَّهُ یَرْزُقُ مَن یَشَاءُ بِغَیرِْ حِسَابٍ» اینگونه می نویسد: معنى جمله " لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا" این است كه خداى تعالى به ایشان در مقابل هر عمل صالحى كه در هر باب كرده‏اند پاداش بهترین عمل در آن باب را مى‏دهد و برگشت این حرف به این میشود كه خدا در اعمال صالح ایشان خرده‏گیرى نمیكند، تا باعث نقص عمل و انحطاط ارزش آن شود، در نتیجه عمل حسن ایشان احسن مى‏شود.

كلمه فضل در جمله " وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ" به معناى عطاء است، و این خود نص در این است كه خداى تعالى از فضل خودش آن قدر مى‏دهد كه بیش از اعمال صالح آنها می شود. از این آیه روشن‏تر آیه 35 سوره ق است که مى‏فرماید:" لَهُمْ ما یَشاؤُنَ فِیها وَ لَدَیْنا مَزِیدٌ" هر چه بخواهند و تصور کنند ما به ایشان می دهیم و نزد ما پاداشهایی دارند فراتر از تصورشان.

و این پاداش زیادى غیر از پاداش اعمال است و از آن عالیتر و عظیم‏تر است؛ چون چیزى نیست كه خواسته انسان به آن تعلق گیرد و یا با سعى و كوشش به دستش آورد و این عجیب‏ترین وعده‏اى است كه خدا به مؤمنین داده و ایشان را به آن بشارت مى‏دهد. ( ر.ک: المیزان ‏15/179-180)

اکنون معنای این روایت قدری برای ما روشن می شود که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «إِنَّ لِعَلِیٍّ وَ شِیعَتِهِ مِنَ اللَّهِ مَكَاناً یَغْبِطُهُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ‏»؛ به حقیقت که برای علی (علیه السلام) و شیعیان او در نزد خداوند متعال جایگاهی است که اولین و آخرین (تمام) مخلوقات حسرت آن را می خورند.(إرشاد القلوب ج‏2 ص292)




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 20 آبان1390ساعت 13:56  توسط علی مجدی | 

مال حرام و دعا


إِنَّ الْحَرَامَ لَا یَنْمی وَ إِنْ نَمَى لَا یُبَارَكُ لَهُ فِیهِ ؛ مال حرام رشد نمی كند و زیاد نمی شود و اگر هم رشد كند ، بركت  نخواهد داشت.  1


امام حسین پیش از ظهر عاشورا در كربلا صحبت‌های زیادی كرد ولی هیچ كدام اثر نمی ‌كرد. در آخر حضرت فرمودند: « فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرَامِ ؛ چون شكم‌های شما از حرام پرشده است ، حرف‌های من در شما اثر نمی گذارد.»2

 

 كَسْبُ الْحَرَامِ یَبِینُ فِی الذُّرِّیَّةِ ؛ مال حرام در فرزندان آشكار می شود و روی آن‌ها اثر می ‌گذارد.3

 

پیامبر(ص) فرمودند: « الْعِبَادَةُ مَعَ أَكْلِ الْحَرَامِ كَالْبِنَاءِ علَى الْمَاء ؛ كسی كه مال حرام می خورد و عبادت هم می كند، مثل كسی است كه روی آب ، ساختمان می سازد. »4


امام صادق فرمودند: « تَرْكُ لُقْمَةِ حَرَامٍ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنْ صَلَاةِ أَلْفَیْ رَكْعَةٍ تَطَوُّعاً ؛ ترك لقمه‌ی حرام، نزد خدا بهتر از خواندن هزار ركعت نماز مستحبی است.»5

 

«إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَسَمَ الْأَرْزَاقَ بَیْنَ خَلْقِهِ حَلَالًا وَ لَمْ یَقْسِمْهَا حَرَاماً فَمَنِ اتَّقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَبَرَ أَتَاهُ اللَّهُ بِرِزْقِهِ مِنْ حِلِّهِ وَ مَنْ هَتَكَ حِجَابَ السِّتْرِ وَ عَجَّلَ فَأَخَذَهُ مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ قُصَّ بِهِ مِنْ رِزْقِهِ الْحَلَالِ وَ حُوسِبَ عَلَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ؛ خداوند عزیز و با عظمت خلایق را آفرید و روزی آن‌ها را نیز به صورت حلال برای آنها قرار داد. پس اگر كسی چیزی از حرام مصرف كند به همان میزان از حلال محروم می‌شود و در قیامت نیز مورد ملامت خداوند قرار خواهد گرفت.»


حضرت امام صادق (ع) فرمودند : إذا أرادَ أَحَدُکم أَن يستَجابَ لَهُ فَليطَيب کسبَهُ وَليخرُج مِن مَظالِمِ النّاسِ، وَ إِنَّ اللّه‏َ لايرفَعُ إِلَيهِ دُعاء عَبدٍ وَفى بَطنِهِ حَرامٌ أَو عِندَهُ مَظلَمَةٌ لأِحَدٍ مِن خَلقِهِ هر کس بخواهد دعايش مستجاب شود، بايد کسب خود را حلال کند و حق مردم را بپردازد. دعاى هيچ بنده‏اى که مال حرام در شکمش باشد يا حق کسى بر گردنش باشد، به درگاه خدا بالا نمي‏رود.


+ نوشته شده در  دوشنبه 2 آبان1390ساعت 13:56  توسط علی مجدی | 
 
شیعه واقعی

فردی که خدمت امام صادق علیه السلام آمده بود از منطقه خودش تعریف می کرد که در آنجا شیعه زیاد است.

حضرت فرمودند: آیا شیعه ها طوری هستند که ثروتمندانشان به خانه فقرا بروند؟

گفت: نه، یک حالت عمومی نیست!

فرمودند: آیا طوری هست که اگر کسی قرضی داشت مردم از مال خودشان قرض او را بپردازند؟

گفت: نه، به این عمومیت نیست.

حضرت فرمودند: آیا اگر کسی لباس، خانه و یا غذا نداشت طوری هست که ثروتمندان داوطلبانه آنها را تأمین کنند؟

گفت: نه.

با گفتن این پاسخ امام به ایشان فرمودند: شما اسمتان را شیعه نگذارید.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 مهر1390ساعت 3:0  توسط علی مجدی | 
رها نمودن پیامبر(صلى الله علیه وآله) در حال سخنرانى

پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) در حالى که خطبه نماز جمعه را مى خواند، کاروان تجارتى وارد مدینه شد. اصحاب پیامبر(صلى الله علیه وآله)به سوى آن شتافتند و جز دوازده نفر کسى با او نماند. پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: سوگند به آنکه جانم در دست اوست، اگر همه شما رفته بودید و هیچ کس نمانده بود، این وادى براى شما پر از آتش مى شد. آیه 11 سوره جمعه نازل شد: (وَإِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَیْها...).
ابن کثیر گوید: خداوند آنچه را مردم انجام دادند و از خطبه روز جمعه به سوى کاروان تجارتى که به مدینه آمده بود رفتند و پیامبر(صلى الله علیه وآله) را ایستاده گذاشتند، نکوهش کرده و مى فرماید، (وَإِذا رَأَوْا تِجارَةً...). دیگران نیز این گونه نقل کرده اند، همچون ابوالعالیه، حسن، زید بن اسلم و قتاده از تابعین.
ابن حبان پنداشته که کاروان متعلق به دحیة بن خلیفه بوده، که پیش از آنکه مسلمان شود طبل مى زده. مردم پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) را در حال ایستاده بر منبر رها کرده به طرف آن رفتند، مگر اندکى از آنان و این خبر، صحیح است. امام احمد از ابن ادریس، از حصین بن سالم از جابر نقل مى کند که یک بار کاروان به مدینه آمد و رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در حال خطبه بود، مردم بیرون رفتند، مگر دوازده نفر. این آیه (وَإِذا رَأَوْا...) نازل شد.(1)
آیا کسى که لهو و داد و ستد را بر یاد خدا مقدم مى دارد و پیامبر را سبک مى شمارد، داراى آن ملکه نفسانى است که او را از گناهان باز دارد؟ چگونه داورى مى کنید؟(2)


1 . تفسیر ابن کثیر: ج4، ص378; صحیح بخارى: ج1، ص316; صحیح مسلم: ج2، ص590

+ نوشته شده در  جمعه 15 مهر1390ساعت 5:0  توسط علی مجدی | 
ماجراى دروغ گویی ولید بن عقبه در قرآن

 (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهالَة فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِینَ)(1);
«اى کسانى که ایمان آورده اید، اگر فاسقى براى شما خبرى آورد، تحقیق کنید، مبادا از روى جهالت سراغ قومى بروید، سپس بر آنچه انجام داده اید پشیمان شوید».
خداوند دستور مى دهد در خبر فاسق تحقیق شود و احتیاط مراعات گردد، تا طبق سخن او حکم نشود و در واقعِ امر، دروغگو یا خطاکار باشد.
ابن کثیر گوید: بسیارى از مفسّران گفته اند آیه در باره ولید بن عقبه نازل شد، آنگاه که پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) براى جمع آورى زکات از بنى المصطلق نزد حارث بن ضرار فرستاد که رئیسشان بود تا زکاتى را که جمع شده و نزد او بود تحویل بگیرد. چون ولید، بخشى از راه رفت، ترسید و پیش پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمد و گفت: یا رسول الله، حارث به من زکات نداد و مى خواست مرا بکشد. پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) خشمگین شد و گروهى را نزد حارث فرستاد.
حارث با همراهانش مى آمدند که با گروه اعزامى پیامبر(صلى الله علیه وآله) روبرو گشتند که از مدینه خارج شده بودند. به آنان گفتند: این حارث است. وقتى به هم رسیدند، حارث پرسید: به کجا اعزام شده اید؟ گفتند: به سوى تو. گفت: براى چه؟ گفتند: پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) ولید بن عقبه را نزد تو فرستاده، او مى گوید تو زکات نداده اى و مى خواستى او را بکشى.
گفت: قسم به آنکه محمد(صلى الله علیه وآله) را به حق مبعوث کرد، من هرگز ولید را ندیده ام و پیش من نیامده است. حارث وقتى خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) رسید، حضرت پرسید: زکات نداده اى و مى خواستى فرستاده مرا به قتل برسانى؟ گفت: نه به خدا قسم، من او را ندیده ام و پیش من نیامده است. من خودم چون دیدم مأمور دریافت زکات از سوى پیامبرخدا(صلى الله علیه وآله)نیامد، ترسیدم مبادا خدا و رسول از من خشمگین شوند، آنگاه این آیه (إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإ فَتَبَیَّنُوا) نازل شد.(2)(3)
 


1 . حجرات: 6.
2 . تفسیر ابن کثیر: ج4، ص209.
3-سیماى عقاید شیعه، ص 323

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 مهر1390ساعت 15:55  توسط علی مجدی | 

امید

ابوریحان بیرونی در خانه یکی از بزرگان نیشابور میهمان بود از هشتی ورودی خانه ، صدای او را می شنید که در حال نصیحت و اندرز است .
مردی به دوست ابوریحان می گفت هر روز نقشی بر دکان خود افزون کنم و گلدانی خوشبوتر از پیش در پیشگاهش بگذارم بلکه عشقم از آن گذرد و به زندگیم باز آید . و دوست ابوریحان او را نصیحت کرده که عمر کوتاست و عقل تعلل را درست نمی داند آن زن اگر تو را می خواست حتما پس از سالها باز می گشت پس یقین دان دل در گروی مردی دیگر دارد و تو باید به فکر آینده خویش باشی .
سه روز بعد ابوریحان داشت از دوستش خداحافظی می کرد که خبر آوردند همان کسی که نصیحتش نمودید بر بستر مرگ فتاده و سه روز است هیچ نخورده .
میزبان ابوریحان قصد لباس کرد برای دیدار آن مرد ، ابوریحان دستش را گرفت و گفت نفسی که سردی را بر گرمای امید می دمد مرگ را به بالینش فرستاده . میزبان سر خم نمود .
ابوریحان بدیدار آن مرد رفته و چنان گرمای امیدی به او بخشید که آن مرد دوباره آب نوشید . ابوریحان آن بزرگ مرد اندیشمند می گوید : هیچگاه امید کسی را نا امید نکن، شاید امید تنها دارایی او باشد .

می گویند : چند روز دیگر هم ابوریحان در نیشابور بماند و روزی که آن شهر را ترک می کرد آن مرد با همسر بازگشته خویش ، او را اشک ریزان بدرقه می کردند .

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1390ساعت 18:0  توسط علی مجدی | 

                                          حکمت

روزی سقراط در کنار دریا راه می رفت که نوجوانی نزد او آمد و گفت:
«استاد! می شود در یک جمله به من بگویید بزرگترین حکمت چیست »
سقراط از نوجوان خواست وارد آب بشود.
نوجوان این کار را کرد.
سقراط با حرکتی سریع، سر نوجوان را زیر آب برد و همان جا نگه داشت،
طوری که نوجوان شروع به دست و پا زدن کرد.
سقراط سر او را مدتی زیر آب نگه داشت و سپس رهایش کرد.
نوجوان وحشت زده از آب بیرون آمد و با تمام قدرتش نفس کشید.
او که از کار سقراط عصبانی شده بود، با اعتراض گفت:
«استاد! من از شما درباره حکمت سؤال می کنم و شما می خواهید مرا خفه کنید »
سقراط دستی به نوازش به سر او کشید و گفت:
«فرزندم! حکمت همان نفس عمیقی است که کشیدی تا زنده بمانی.
هر وقت معنی آن نفس حیات بخش را فهمیدی، معنی حکمت را هم می فهمی!»

+ نوشته شده در  شنبه 5 شهریور1390ساعت 13:32  توسط علی مجدی | 

حوادثی که‌ در‌ ماه‌ رمضانی قبل از ظهور امام مهدی (عج) رخ خواهد داد

 خورشيدگرفتگي‌ و ماه‌گرفتگي‌ غير عادي‌

يكي‌ از مظاهر قدرت‌ الهي‌ كه‌ در قالب‌ سنن‌ معجزات‌ جلوه‌نمايي‌ كرده‌ و اشارة‌ مخصوصي‌ را براي‌ توجه‌ آن‌ دسته‌ از مؤمنان‌ كه‌ مخلصانه‌ منتظر ظهور بوده‌اند به‌ ارمغان‌ مي‌آورد، كسوف‌ خورشيد در روز سيزدهم‌ يا چهاردهم‌ ماه‌ رمضان‌ و خسوف‌ ماه‌ در بيست‌ و پنجم‌ همان‌ ماه‌ است‌. علت‌ پديد آمدن‌ اين‌ دو نشانه‌ پيش‌ از ظهور كه‌ خلاف‌ روال‌ عادي‌ بوده‌ و از اول‌ خلقت‌ آدم‌ تا آن‌ زمان‌ نمونه‌اش‌ ديده‌ نشده است‌:


«ثعلبة‌ ازدي‌» از امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ كرده‌ كه‌ فرمودند:
«دو نشانه‌ پيش‌ از ظهور قائم‌(ع‌) خواهد بود: خورشيدگرفتگي‌ در نيمه‌ ماه‌ رمضان‌ و ماه‌گرفتگي‌ در آخر آن»
به‌ حضرت‌ عرض‌ كردم‌:« يابن‌ رسول‌الله خورشيد در انتهاي‌ ماه‌ كسوف‌ مي‌كند و ماه‌ در نيمة‌ آن‌ خسوف‌.»
حضرت‌ فرمودند:
«خودم‌ مي‌دانم‌ چه‌ مي‌گويم‌؛ اين‌ دو نشانه‌اي‌ است‌ كه‌ از زمان‌ فرود آمدن‌ آدم‌ (از بهشت‌ به‌ زمين‌) سابقه‌ نداشته‌ است»


«ورد بن‌ زيد اسدي‌» برادر «كميت‌» هم‌ از امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ كرده‌ كه‌ فرمودند:
«پيش‌ از اين‌ امر (ظهور) ماه‌ گرفتگي‌ خواهد بود؛ كه‌ پنج‌ روز مانده‌ (به‌ انتهاي‌ ماه‌) و خورشيد گرفتگي‌ در روز پانزدهم‌ كه‌ هر دو در ماه‌ رمضان‌ خواهد بود و به‌ اين‌ ترتيب‌ حساب‌ منجمان‌ به‌ هم‌ مي‌ريزد


ابوبصير هم‌ از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ مي‌كند كه‌ حضرت‌ فرمودند:
«نشانة‌ قيام‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) كسوف‌ خورشيد در بيست‌ و سوم‌ يا چهاردهم‌ ماه‌ رمضان‌ است‌»


 اميرالمؤمنين‌(ع‌) طي‌ حديثي‌ طولاني‌ پس‌ از ذكر صيحه‌ و نداي‌ آسماني‌ ماه‌ رمضان‌ (در بيست‌ و سوم‌ ماه‌) مي‌فرمايند:
«از فرداي‌ آن‌، هنگام‌ ظهر خورشيد رنگارنگ‌ و سپس‌ زرد شده‌ و در نهايت‌ سياه‌ و تاريك‌ مي‌شود»

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 14 مرداد1390ساعت 9:42  توسط علی مجدی | 
 

چراغی در افق

به پيش روي من , تا چشم ياري مي كند , درياست

چــراغ ســـاحـــل آســـودگـي در افـــق پيــداســـت

در ايـن ســـاحـــل كـه مـــن افـتـــاده ام خـــامــوش

غمم دريا , دلم تنهاست

وجـودم بـستــه در زنجـيـر خونـيـن تعـلـق هـاســت

خــروش مــوج با مــن مــي كـــــند نــــجــــوا

كه هر كس دل به دريا زد رهائي يافت

كه هر كس دل به دريا زد رهائي يافت

مـرا آن دل كـه بر دريـا زنـم نيست

زپا اين بـنـد خونين بر كـنـم نيست

امـيـد آنـكه جــان خــسـتــه ام را

به آن ناديده ساحل افكنم نيست



 

+ نوشته شده در  جمعه 14 مرداد1390ساعت 9:27  توسط علی مجدی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
شهریور 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
بهمن 1388
دی 1388
آرشیو موضوعی
چراغی در افق
پند پدر
توبه در آیات قرآن
جملات زیبا
مهریه ی حضرت فاطمه زهرا(س)
احادیث گناهان کبیره
حدیث فرزند دختر داشتن
شعر عاشقی
حدیث دعای مظلوم
یک پنجره
مجوز انجام گناه
عذاب شمر لعین
چگونه عبادت خالصانه داشته باشیم.
حدیث افشای کار زشت
حضرت فاطمه زهرا(س)
عشق یا دوست داشتن
عصر ظهور
علی ابن مهزیار اهوازی
وابستگی
امام زاده عبدالله
مقام امام زمان (عج)در شوشتر
بسم رب المهدی (عج)
احادیث امام زمان (عج)
حکمت
امید
ماجراى دروگویی ولید بن عقبه در قرآن
رها نمودن پیامبر(صلى الله علیه وآله) در قرآن
تعریف محله شیعیان از امام صادق علیه السلام
تاثیر مال حرام در به اجابت نرسیدن دعا
میزان جزا و پاداش اعمال چقدر خواهد بود
« سخنان گرانبها از مولا علی (ع) »
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM