نویسنده : علی مجدی
تاریخ : شنبه ۳ بهمن۱۳۹۴

ای کاش فلانی را به دوستی نمی‌گرفتم


اى واى، كاش فلانى را دوست (خود) نگرفته بودم. او (بود كه) مرا به گمراهى كشانید؛ پس از آن كه قرآن به من رسیده بود و شیطان همواره خوار كننده و واگذارنده انسان است.

(آیات 28 و 29 سوره مبارکه فرقان)

 

 

نویسنده : علی مجدی
تاریخ : سه شنبه ۱۵ دی۱۳۹۴

 

معیار جایگاه انسان با میزان قرائت قرآن خواندش

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمودند:

(هرکس قرآن نخواند از غافلین است) هرکس در یک شب ده آیه از قران بخواند (تازه) از غافلین نوشته نشود و هرکس پنجاه آیه بخواند در زمره ذاکرین نوشته شود و هرکس صد آیه بخواند در زمره قانتین نوشته شود و هرکه دویست آیه بخواند از خاشعین نوشته شود و هرکه سیصد آیه بخواند از فائزین نوشته شود و هرکه پانصد آیه بخواند از جمله مجتهدین نوشته شود و هر که هزار آیه بخواند برای او ثواب انفاق یک قنطار از طلا نوشته شود (قنطار پانزده هزار مثقال طلا است که هر مثقالی بیست و چهار  قیراط است که کوچکترین آنها به اندازه کوه احد و بزرگترین آنها باندازه آنچه میان آسمان و زمین است)

 

اصول کافی / ج2 /  « کتاب فضل القرآن » « باب ثواب قراة القرآن» حدیث 5

 

نویسنده : علی مجدی
تاریخ : دوشنبه ۱۴ دی۱۳۹۴

 

به نام خالق حی و راستگو

سلام من مودبم ، تند جواب نمیدم ، دروغ هم نگفتم و خوبی و هدایت همه رو دوست دارم ، تو میخوای حسرت قیامت رو برام بزاری ، اشکال نداره و بخدای خودم میگم و بهش ایمان دارم و اگه حق باشم برام اینو جبران میکنه و از حرفات معلوم بود از اولش هم جدی نگرفتی و اینو بدون من با خدای خودم معامله میکنم از اولش هم باید اینکار رو میکردم که نیکو پاداش میده و حتما دلم رو شفا میده و به زودی خدا بین همه ما قضاوت میکنه و حقیقت محض آشکار میشه ولی این آیات رو بخون بکارت میاند یعنی بکار من و همه میاند شاید بیدار شدی و انشالله همه عالم عاقبت بخیر شیم:

 

سوره بقره

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

[با اینکه می شنوند، حرف میزنند، میبینند، اما در پذیرش ایمان] كرند لالند كورند بنابر اين به راه[هدایت] نمی آيند (18)

همانانى كه پيمان خدا را پس از بستن آن میشكنند و آنچه را خداوند به پيوستنش امر فرموده میگسلند و در زمين به فساد میپردازند آنانند كه زيانكارانند (27)

سوره الأنفال

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد خدا و فرستاده او را فرمان بريد و از او روى برنتابيد در حالى كه [سخنان او را] میشنويد (۲۰)

و مانند كسانى مباشيد كه گفتند شنيديم در حالى كه نمیشنيدند[درک نمی کردند و باورشان نمیشد]  (۲۱)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد اگر از خدا پروا داريد براى شما [نيروى] تشخيص [حق از باطل] قرار میدهد و گناهانتان را از شما میزدايد و شما را می آمرزد و خدا داراى بخشش بزرگ است (۲۹)

 سوره محمد

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

آيا به آيات قرآن نمی انديشند يا [مگر] بر دلهايشان قفلهايى نهاده شده است [که درک نکنند و نفمند] (24)

بیگمان كسانى كه پس از آنكه [راه] هدايت بر آنان روشن شد [سپس به حقيقت] پشت كردند شيطان آنان را فريفت و به آرزوهاى دور و درازشان انداخت (25)

  سوره هود

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

و از پروردگار خود آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد كه پروردگار من مهربان و دوستدار [بندگان] است (90)

سوره الفرقان

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

[روز قيامت ،] و روزى است كه ستمكار ، دست [حسرت] مى گَزَد و مى گويد: كاش من ، راه [پيروى از ]پيامبر را پيش مى گرفتم (27)

واى بر من! كاش من ، فلانى را دوست نمى گرفتم (28)

او مرا از پند [قرآن] ، پس از آن كه برايم آمده بود ، دور و گم راه كرد؛ و شيطان ، خواركننده انسان است(29)

 

 

خوانندگان عزیز متونند سولات اعتقادی خودشون رو بپرسون و انشاالله با فقه شیعه جواب محکم و قانع کننده داده میشه

 

 

 ظ
نویسنده : علی مجدی
تاریخ : یکشنبه ۸ آذر۱۳۹۴

 

بازدید کننده محترم از اینکه وبلاگ من را مشاهده می نمایید متشکرم این وبلاگ تا اطلاع ثانوی آپدیت نمی شود

 

 

 

رسول خدا – صلی الله علیه وآله و سلم – فرمودند:
من أحزن مؤمناً ثمّ اعطاهُ الدّنیا، لم یکن ذلک کفارته و لم یؤجر علیه  کسی که مؤمنی را اندوهگین سازد، آنگاه اگر دنیا را هم به آن مؤمن ببخشد، این بخشش گناه او را جبران نمی کند و پاداشی هم ندارد.

(اگر کسی از من ناراحته به لطف خودش ببخشه و حلالم کنه دوست ندارم کسی از دست من اندوهگین باشه)

 

قلب من خانه ی خداست

ممکن است گاهی گریه کنم ولی هیچگاه در تنهایی گریه نمیکنم

خداوند اینجاست

اشکهای مرا پاک می کند...چون...

 

قلب من خانه ی خداست

ممکن است گاهی بیفتم و بلغزم اما هرگز در سقوط تنها نمی مانم

خداوند هست و مرا بلند می کند... چون...

 

قلب من خانه ی خداست

شاید رنج بکشم زجر بکشم اما هرگز در این رنج کشیدن تنها نمی مانم

پروردگار مرا از زجرها رها می کند...چون...

 

قلب من خانه ی خداست

خوشحالم برای اینکه میدانم بدون هیچ کس هرگز تنها نیستم

خداوندم همواره با من است...چون...

 

دیگر قلب من خانه ی خداست...

 

نویسنده : علی مجدی
تاریخ : پنجشنبه ۲۸ آبان۱۳۹۴

نزدیکی و سکس مرد و زن متاهل بدون دخول یا با دخول

سوال:
مردی که همسر دارد با زن شوهرداري بر اثر وسوسه‌‌ي شيطان همبستر شده اند و هر چند هر دو تحريک شده‌‌‌اند و مني هم از هر دو خارج شده اما دخول صورت نگرفته و آلت مرد داخل نشده است آیا زنا محسوب می شود؟
 
جواب:
اگر دخول حتی به مقدار ختنه گاه صورت نگرفته باشد، حکم زنا را ندارد، هر چند این ارتباط مرد و زن، حرام بزرگی بوده و مستحق عقاب و عذاب بسیار شدید است، و باید توبه کنند، راه توبه؛ پشیمانی قلبی واقعی و استغفار است. اگر از این گناه پشیمان هستند و دیگر آن را تکرار نکنند با جان و دل از خداوند طلب بخشش کنند و در برابر خداوند استغفار کنند، یعنی با تمام وجود و صادقانه ذکر «أستغفر الله ربی و أتوب إلیه» را زیاد بگویند، با انجام واجبات و ترک گناه و تلاوت قرآن و دعا، گناه را جبران کنند انشاالله خداوند می‌‌بخشد.
 
منبع: سایت حضرت آیت الله فاضل لنکرانی
 
 
لازم به ذکر است اگر بین این دو نفر زنا و دخول صورت گیرد حکم زیر را دارد:
اگر یک زن‌شوهردار با مردی زنا کنند، بنا بر احتیاط واجب، آن زن بر آن مرد که با او زنا کرده حرام ابدی میشود و حتی اگر شوهر آن زن بمیرد یا طلاقش دهد و...، باز هم نمیتواند با آن مرد زناکار ازدواج کند.
و در این مساله فرقی نیست که آن زن در عقد دائم شوهرش بوده یا موقت، مسلمان بوده یا نامسلمان، باکره بوده یا غیرباکره، آگاهانه بوده یا نا آگاهانه بوده است و یا حکم این مساله را میدانسته یا نمی دانسته و فرقی نیست که زانیه بوده یا نه، و مرد میدانسته آن زن شوهر دارد یا نمیدانسته در هر صورت به یک دیگر حرام ابدی هستند.
 
منبع: جلد سوم منهاج آیت الله سیدعلی‌سیستانی
 
 
نویسنده : علی مجدی
تاریخ : پنجشنبه ۲۸ آبان۱۳۹۴

گناهان جنسی و سکس

 

زنا: آمیزش جنسی نامشروع با جنس مخالف  Extramarital Sex

امام صادق عليه السلام : سخت ترين مردم از جهت عذاب در قيامت زناكارانند. ثواب الاعمال ص600

از امام سؤال شد اگر مردي زني را به زور وادار به زنا كند، حد «عقوبت شرعي» آن چقدر است؟ حضرت فرمودند: اين مرد كشته شود، خواه همسر داشته يا نداشته باشد. (ميزان الحكمه ج 4 ص 243)

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند : اگر كسي با زني كه شوهر دارد، زنا و فساد كند در روز قيامت از آلت تناسلي زن و مرد چرك و خون آبه متعفّني جوشان خواهد بود كه تا 500 سال اهل جهنم از بوي بد آن در عذاب و رنج هستند، اينان شديدترين عذاب را متحمل مي شوند. خدا با آنها سخن نمي گويد و آن‌ها را از گناه پاكيزه نمي كند و براي آنها شديدترين عذاب‌ها را مهيا كرده است.(ميزان الحكمه ص239)

در روايات فراواني داريم كه زنا موجب از بين رفتن نورانيت صورت ، فقر،‌ مرگ زود هنگام، خشم خدا، دشواري حساب قيامت، جاودانگي در آتش، مرگ ناگهاني، حبس رزق و آشكار شدن زلزله مي‌شود. (بحار الانوار ج76)

 

لواط آمیزش جنسی مرد با مرد Homosexual, Gay

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند: اگر كساني را در حال انجام لواط پيدا كرديد، هر دو را بكشيد. ميزان (الحكمه ج 8 ص 539)

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند: لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر استمناگر و لواط كننده گان باد. (ميزان الحكمه ج 8 ص 539)

امام رضا عليه السلام: اگر سزاوار بود شخصي دو بار سنگسار گردد، حق همين لواط كنندگان است و اگركسي لواط كند، عقاب آن اين است، که او را بسوزانند يا كه ديوار برسرش خراب كنند يا يك ضربه شمشيربه او بزنند و در قيامت شخص لواط كننده را بر كناره بالاي جهنم آويزان مي كنند. (مستدرك الوسائل ج 18 ص 82)

 

مساحقه : آمیزش جنسی زن با زن Homosexual, Lesbianism

امام باقر(ع): مساحقه در زنان چون لواط در مردان است. (فروغ کافی)

زني خدمت حضرت صادق عليه السلام آمد و عرض کرد : زناني که با يکديگر مساحقه مي کنند ، حدشان چيست؟ امام فرمود: ” حد زنا است، به راستي چون قيامت شود آنها را مي آورند و لباسهايي که از آتش بريده شده بر تن آنان مي کنند و مقنعه هاي آتشين بر سرشان مي بندند و زير جامه هاي آتشين به بدنشان مي پوشانند و عمودهاي آتشين در جوفشان فرو مي کنند و آنها را در جهنم مي اندازند. (فروع کافي)

 

استمناء : خودارضایی، ارضاء کردن خود با دست چه مرد باشد چه زن باشد  Masturbation

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند:‌استمنا كننده با دست، ملعون است. و گناه کبیره میباشد (ميزان الحكمه ج 9 ص 222)

 

نگاه از روی شهوت به نامحرم

امام صادق عليه السلام مي فرمايد:نظر كردن تيري است از تيرهاي زهر آلود شيطان ، و هر كه نظر حرامي را براي خدا نه از براي غير او ، ترك كند، حق تعالي ايماني به او كرامت مي فرمايد كه طعم و لذت آن ايمان را بچشد و درك كند. (گزيده عين الحياه در اخلاق ـ محمد اسفندياري)

 

 

نویسنده : علی مجدی
تاریخ : پنجشنبه ۲۸ آبان۱۳۹۴

نهی از ارتباط با نامحرم و دعوت به ازدواج

 

 

دوست دختر نگيريد
سوره ۵: المائدة - جزء ۶
«الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلاَ مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَن يَكْفُرْ بِالإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ» آیه﴿۵﴾
امروز چيزهاي پاكيزه براي شما حلال شده و طعام كساني كه اهل كتابند براي شما حلال و طعام شما براي آنان حلال است و [بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاكدامن از مسلمان و زنان پاكدامن از كساني كه پيش از شما كتاب [آسماني] به آنان داده شده به شرط آنكه مهرهايشان را به ايشان بدهيد در حالي كه خود پاكدامن باشيد نه زناكار و نه آنكه زنان را در پنهاني دوست خود بگيريد و هر كس در ايمان خود شك كند قطعاً عملش تباه شده و در آخرت از زيانكاران است. آیه(۵)
 

 

دوست پسر نداشته باشيد
سوره ۴: النساء - جزء ۵
«وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلًا أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مِّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَي الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَن تَصْبِرُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» آیه﴿۲۵﴾
و هر كس از شما از نظر مالي نمي تواند زنان [آزاد] پاكدامن با ايمان را به همسري [خود] درآورد پس با دختران جوانسال با ايمان شما كه مالك آنان هستيد [ازدواج كند] و خدا به ايمان شما داناتر است [همه] از يكديگريد پس آنان را با اجازه خانواده شان به همسري [خود] درآوريد و مهرشان را به طور پسنديده به آنان بدهيد [به شرط آنكه] پاكدامن باشند نه زناكار و دوست گيران پنهاني نباشند پس چون به ازدواج [شما] درآمدند اگر مرتكب فحشا شدند پس بر آنان نيمي از عذاب [=مجازات] زنان آزاد است اين [پيشنهاد زناشويي با كنيزان] براي كسي از شماست كه از آلايش گناه بيم دارد و صبر كردن براي شما بهتر است و خداوند آمرزنده مهربان است. آیه﴿۲۵﴾

 

 

نویسنده : علی مجدی
تاریخ : پنجشنبه ۲۸ آبان۱۳۹۴

گوشه ای از مضرات شراب خواری

 

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم:

...و هرکس در دنیا شراب بنوشد، از زهر افعی ها و عقرب ها به او می نوشاند. آن زهرها به قدری سوزنده است که پیش از آنکه آن را بنوشد گوشت صورتش در ظرف فرو می ریزد، و چون آن را نوشید گوشت و پوست بدنش چون مرداری گندیده از هم می گسلد، و اهل محشر از پلیدی او در رنجند، تا اینکه فرمان می رسد او را به دوزخ برند، و باده نوش و باده ساز و باده گیر همه در آتش خواهند سوخت، و فروشنده و خریدار و بار بر و تحویلدار و کسی که از بهای آن استفاده می کند همه در ننگ و گناه آن یکسانند.

آگاه باشید! هرکس آن را برای نوشیدن در اختیار یهودی یا مسیحی یا صائبی یا مردم دیگر قرار دهد، گناهش مانند گناه کسی است که آن را نوشیده است. بدانید که هرکس آن را برای دیگری بفروشد یا بخرد، خداوند هیچ نماز و روزه و حج و عمره ای را از او نمی پذیرد، مگر اینکه توبه کند و دست از آن بردارد، و چنانچه پیش از توبه بمیرد برخدا سزاوار است که در برابر هر جرعه ای که او را در دنیا از آن نوشیده است شربتی از چرک و خون دوزخیان به وی بنوشاند.

سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: آگاه باشیدکه خداوند شراب را به خصوص و نیز هر نوشیدنی مست کننده ای را حرام کرده است. بدانید که هر مسکری حرام است.

 

منبع: ثواب الاعمال و عقاب الاعمال

 

نویسنده : علی مجدی
تاریخ : چهارشنبه ۲۷ آبان۱۳۹۴

زنا و سکس زن و مرد

 

مى دانیم که اسلام با هر عاملى که موجب انحراف جنسى گردد مخالف است و به شدت با آن مبارزه مى کند: نگاه کردن ، لخت شدن ، لباس زننده پوشیدن ، مطالب بدآموز مطرح کردن : چه از طریق کتاب و چه از طریق فیلم و یا غیره .


در عین اینکه اسلام در مبارزه با مفاسد با علتها مخالفت مى کند، با پدیده هاى مفاسد هم مخالفت مى کند، یکى از مفاسد اجتماعى که اسلام از راههاى مختلف با آن به مخالفت برخاسته زناست .


عظمت مطلب از روایات زیر روشن مى گردد:


رسول خدا (ص ) فرمود: وقتى زنا زیاد گردد مرگهاى ناگهانى فراوان شود.


در روایت دیگرى رسول خدا (ص) فرمود: زنا پنج اثر دارد: آبرو را مى برد ، فقر مى آورد، عمر را کوتاه مى کند، خدا را عصبانى مى سازد و زناکار براى همیشه در جهنم مى ماند.


و در روایت دیگر از امام صادق (ع ) است که فرمود: زنا کار سه ضرر در دنیا دارد و سه ضرر در آخرت ، در دنیا نور صورتش گرفته مى شود، فقیر مى گردد و عمرش کوتاه مى شود، در آخرت خدا از دست او عصبانى است، حسابش سخت است و در عذاب جهنم براى همیشه خواهد ماند.


امام صادق (ع ) فرمود: تجاوز به ناموس مردم موجب تجاوز به ناموس ‍ زناکار مى گردد. (خیانت ناموسی به شخص زناکار می شود)


از آنجا که در و دیوار و زمین و اعضای بدنمان گواهان اعمال ما هستند؛ روز قیامت گواهى به کارهاى خوب و بد ما خواهند داد.


رسول خدا(ص ) فرمود: ناله اى که زمین براى انجام سه عمل مى کند نمونه ندارد: خونى که بى جهت روى زمین ریخته شود، غسل جنابت از زنا و براى نماز صبح خواب ماندن .


در مورد عذاب زناکار همین بس که به فرموده رسول خدا(ص ): روز قیامت ، خدا به سه دسته اعتناء نمى کند: حرف نمى زند، تصفیه آنها را نمى پذیرد، و به آنها نگاه نمى کند و عذاب ابدى مخصوص آنهاست : پیر زناکار، پادشاه ستمگر و خود خواه مغرور.


این روایت شدت عذاب زناکاران را روشن مى سازد: امیرالمؤ منین (ع ) فرمود: روز قیامت بوى گندى مى وزد که همه مردم از آن ناراحت مى شوند و دماغ خود را مى گیرند، فریاد مى رسد: آیا مى دانید این بوئى که شما را آزار داد چه بود؟
مردم مى گویند: نفهمیدیم و خیلى ما را ناراحت کرد.
گفته مى شود: این بوى تعفن از عورت و فرج زنا کارانى است که توبه نکرده اند و از دنیا رفته اند، خدا آنان را لعنت کرده و شما هم آنان را لعنت کنید.تمام مردم با این فریاد: خدایا زناکاران را لعنت کن .


در روایت دیگرى فرمود: بوى تعفن آنان تا 500 سال راه مى رود و مردم آزار مى کشند. (و خودشان هم پیش مردم شرمنده اند.)


رسول خدا (ص) در روایت دیگرى فرمود: مهمترین گناهان در نزد خدا اینها هستند: کشتن پیامبر، امام ، خراب کردن کعبه (قبله مسلمانان ) و زنا. (توجه فرمودید که گناه زنا در ردیف کشتن پیامبر و امام (ع ) و خراب کردن خانه خدا (مکه ) است .


اسلام تنها عمل دخول مرد و زن را زنا نمى داند بلکه  براى هر عضوى نوعی زنا در نظر گرفته است.

 

اعضاى بدن هم زنا مى کنند (اگرچه حکم و حد شرعی زنا را ندارد): زناى چشمها نگاه کردن است (نگاه با شهوت به غیر همسر) ، زناى دهان بوسیدن و زناى دستها بدن نامحرم را لمس کردن ، زنای زبان صحبت هرزه با نامحرم کردن، خواه این اعمال به عمل دخول آلت برسد یا نرسد.


 امام صادق (ع ) فرمود: رسول خدا(ص ) واسطه گری که باعث زنای دیگران شود را را لعن نموده است .


گاهى غیرت مرد به جائى مى رسد که حتى براى حفظ ناموس خود غیرت خروس را هم ندارد و خوک صفت همسر خود را براى دیگران مى برد که چنین فردى گناهش بیشتر از واسطه هاست . این فرد در روایات به عنوان دَیُوث معرفى شده است و این عذابها را دارد: خدا در قیامت با او حرف نمى زند، به وى اعتناء نمى کند، مورد تصفیه و پاک شدن قرار نمى گیرد، عذاب ابدى دارد بوى بهشت که از 500 سال راه فاصله شنیده مى شود و او بو را نمى شنود و نماز آنها در دنیا قبول نمى گردد.


در عین این عذاب ها خداوند راه توبه را باز گذاشته است و هر چه زودتر باید از چنین عملی توبه کنند و پس از توبه واقعى و عمل صالح روح ایمان به آنان باز گشته می شود


امام صادق (ع ) فرمود: در روز قیامت سه دسته آزادند تا حساب پایان یابد: کسى که هیچگاه قصد زنا نکرده است ، کسى که مال او به ربا (بهره ) مخلوط نشده است و کسى که واسطه برای زنا و ربا نگردیده است .

 

منابع:

بلوغ و غریزه جنسی ، ص 145
داستانهایى از پوشش و حجاب ،تاءلیف : على میرخلف زاده

 

نویسنده : علی مجدی
تاریخ : چهارشنبه ۲۷ آبان۱۳۹۴

چگونه مومني را شاد کنيم؟

 

معناي «ادخال سرور»

از جمله کارهايي که در فرهنگ اسلام والايي دارد و توصيه فراواني به آن شده و صاحب شريعت پاداشي بس بزرگ برايش در نظر گرفته «ادخال سرور» در قلب مومن است.

در روايتي امام باقر(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: «إِنَّ أَحَبَّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِدْخَالُ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ»(1)؛ به درستي که محبوب‌ترين اعمال نزد خداي متعال "ادخال سرور" در قلب مومن است و در روايتي ديگر فرمودند: «مَا عُبِدَ اللهُ بِشَيْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَى اللهِ مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ»(2)؛ خداوند به چيزي محبوب‌تر از ادخال سرور در قلب مومن عبادت نشده است.

رسول اکرم(صلي الله عليه و آله) ارزش اين کار را برابر با مسرور کردن خدا و رسولش دانسته و مي فرمايد: مَنْ سَرَّ مُؤْمِناً فَقَدْ سَرَّنِي وَ مَنْ سَرَّنِي فَقَدْ سَرَّ اللَّهَ.(3)

در ارزش و اهميت و ثواب فوق العاده اين کار حرفي نيست عمده سخن در معنا و مصاديق کارهايي است که منجر به «ادخال سرور» مي شود.

به گمان برخي معناي اين واژه، به خنده انداختن ديگران است و همين طرز فکر شايع شده و نادرست باعث شده تا بسياري براي رسيدن به ثواب اين کار، دست به خنداندن ديگران بزنند.

 

«ادخال سرور» به اين معنايي که آنها پنداشته اند با بخشي از روايات ما سر ناسازگاري دارد. به اين روايت توجه کنيد:

روزي اميرالمومنين(عليه‌السلام) به همراه عده اي از يارانش از مسيري عبور مي کرد. شخصي از راه رسيد و عبا از دوش حضرت برداشت و فرار کرد. همراهان حضرت از پي او دويدند و در نهايت او را به همراه عبا تسليم حضرت کردند. امام علي(عليه‌السلام) با اشاره به آن فرد از همراهانش پرسيد که او کيست؟ عرض شد: اين فرد دلقکي است که با کارهايي از اين قبيل مردم مدينه را مي خنداند تا موجبات شادي آنها را فراهم مي کند. حضرت بي توجه به آن شخص فرمود: به او بگوييد خدا روزي دارد که در آن روز اهل کارهاي بيهوده و باطل مي‌فهمند که دستشان خالي است.(4)

اگر «ادخال سرور» به همان معنايي بود که بين ما شايع است حضرت مي بايست از کار آن مرد تقديري شايسته به عمل مي آورد؛ ولي مي بينيم او را حکيمانه مورد سرزنش قرار مي دهد.

امام صادق(عليه‌السلام) فرمود: خداوند به حضرت داود عليه‌‌السلام وحي کرد همانا اگر بنده اي از بندگان من حسنه اي را به درگاه من بياورد من بهشتم را بر او مباح مي کنم. حضرت داود عليه السلام پرسيد: پروردگارا! آن چه کار خيري است؟ [که چنين پاداشي دارد؟] خداوند متعال فرمود شاد کردن دل بنده اي از بندگان مؤمن من ولو با دادن يک دانه خرما به او.   

پس «ادخال سرور» در قلب مومن به معناي خنداندن او نيست بلکه خنديدن حالتي است که گاهي در پي سرور قلبي در چهره کسي پديدار مي شود.

از مجموع رواياتي که در اين باره به ما رسيده است به دست مي آيد که معناي «ادخال سرور»، شاد کردن دل مومن است؛ آن هم از راهي که شرعا حرام نباشد.

امام حسين(عليه‌السلام) از نبي مکرم اسلام(صلي الله عليه و آله) روايت مي‌کند: أَفضلُ الأَعمالِ بَعدَ الصَلاةِ إِدخَالُ السُّرُورِ فِي قَلبِ المُؤمِنِ بِمَا لا إِثمَ فِيهِ (5)؛ برترين اعمال بعد از اقامه نماز، شاد کردن دل مومن است؛ البته از طريقي که گناه در آن نباشد.

از اين روايت استفاده مي شود شاد کردني در اسلام ارزشمند است که بر خلاف موازين شرعي نباشد و اگر مخالف بود ممنوع است و حرام؛ حتي اگر باعث خنده و به ظاهر شادي دل عده اي شود.

اکنون جاي اين پرسش است که با چه کارهايي مي توان قلب مومني را شاد کرد؟ باز در اينجا عده اي بر اين گمانند که تنها راه ايجاد سرور و بهجت در قلب مومني، دست زدن به کاري خنده دار يا بيان لطيفه اي مسرت بخش است و بس.

ما منکر چنين روشهايي بر فرض حلال بودنشان نيستيم؛ اما آنچه از بررسي و جستجو در روايات نصيبمان مي‌شود گوهري است که اين امور را توان قياس با آن نيست.

روايات اين بخش نه تنها ما را دعوت به ايجاد شادي در دل مؤمن مي کنند؛ بلکه راه رسيدن به آن را نيز براي ما شرح مي دهند که با دقت در آنها اين سوال ما نيز پاسخ داده مي شود.

آنچه فرهنگ اسلام به ما مي آموزد اين است که برادر و خواهر ديني خود را با کمک به او دلشاد کن و گل لبخند را بر لبان او بنشان. به چند روايت در اين باب توجه کنيد:

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ عليه السلام قَالَ قَالَ أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى دَاوُدَ(ع) إِنَّ الْعَبْدَ مِنْ عِبَادِي لَيَأْتِينِي بِالْحَسَنَةِ فَأُبِيحُهُ جَنَّتِي فَقَالَ دَاوُدُ يَا رَبِّ وَ مَا تِلْكَ الْحَسَنَةُ قَالَ يُدْخِلُ عَلَى عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ سُرُوراً وَ لَوْ بِتَمْرَة (6)؛ امام صادق (عليه‌السلام) فرمود: خداوند به حضرت داود عليه السلام وحي کرد همانا اگر بنده اي از بندگان من حسنه اي را به درگاه من بياورد من بهشتم را بر او مباح مي کنم. حضرت داود عليه السلام پرسيد: پروردگارا! آن چه کار خيري است؟ [که چنين پاداشي دارد؟] خداوند متعال فرمود شاد کردن دل بنده اي از بندگان مؤمن من ولو با دادن يک دانه خرما به او.   

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ عليه السلام قَالَ مِنْ أَحَبِّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِدْخَالُ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ إِشْبَاعُ جَوْعَتِهِ أَوْ تَنْفِيسُ كُرْبَتِهِ أَوْ قَضَاءُ دَيْنِهِ (7)؛ در اين روايت، امام صادق عليه السلام پس از بيان ارزش والاي شاد کردن دل مؤمن، سه راهکار براي آن ذکر مي کنند. رفع گرسنگي و يا غم زدايي از چهره مؤمن و نيز اداي بدهي او را از راههاي مسرور کردن مؤمن بر مي شمارند.

فِي حَدِيثِ النَّجَاشِيِّ عَامِلِ الْأَهْوَازِ وَ فَارِسَ أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام كَتَبَ إِلَيْهِ مَعَ بَعْضِ أَهْلِ عَمَلِهِ سُرَّ أَخَاكَ يَسُرَّكَ اللهُ فَلَمَّا أَوْصَلَهُ الْكِتَابَ أَدَّى عَنْهُ عِشْرِينَ أَلْفَ دِرْهَمٍ مِنَ الْخَرَاجِ وَ أَمَرَ لَهُ بِمَرْكَبٍ وَ جَارِيَةٍ وَ غُلَامٍ وَ تَخْتِ ثِيَابٍ وَ بِفَرْشِ الْبَيْتِ الَّذِي كَانَ فِيهِ وَ أَمَرَهُ بِرَفْعِ حَوَائِجِهِ إِلَيْهِ فَفَعَلَ ثُمَّ صَارَ الرَّجُلُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ عليه السلام فَحَدَّثَهُ وَ قَالَ لَهُ كَأَنَّهُ قَدْ سَرَّكَ مَا فَعَلَ بِي قَالَ إِي وَ اللهِ لَقَدْ سَرَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ. (8)

امام صادق(عليه‌السلام) در نامه اي به حاکم وقت اهواز و فارس و برخي از زيردستانش نوشتند: برادرت را خوشحال کن تا خدا تو را خوشحال کند. وقتي نامه به دست حاکم رسيد بيست هزار درهم از ماليات را به آورنده نامه برگرداند. دستور داد تا به او مرکب و کنيز و غلام دهند؛ خانه اش را فرش کنند و هر مشکلي که در زندگي دارد برطرف کنند. پس از آنکه تمام اين امور به نحو احسن انجام شد آن مرد نزد امام صادق عليه السلام برگشت و جريان را تعريف کرد. حضرت به او فرمود حاکم با خوشحال کردن تو خدا و رسولش را خوشحال کرد.

 

خلاصه بحث:

«ادخال سرور» در دل مومن به معناي خنداندن او از هر راه ممکن نيست؛ بلکه مراد کاري است شرعي که در اثر آن دل مومني شاد شود. از مهمترين کارهايي که روايات به آن اشاره دارند شاد کردن مؤمن از راه توجه به نيازهاي او و تلاش در جهت رفع آنهاست.  

 

پي‌نوشت‌ها:

1- الكافي، ج 2، ص 190

2- همان، ص 188

3- همان

4- امالي شيخ صدوق، مجلس39، ح6

5- المناقب، ج 4، ص 75

6- الكافي، ج 2، ص 189

7- الكافي، ج 2، ص 192

8- وسائل‏الشيعه، ج 16، ص 353

 

نویسنده : علی مجدی
تاریخ : چهارشنبه ۲۷ آبان۱۳۹۴

شاد کردن دل مومن از منظر امام علی علیه السلام

 

حکمت جمله ای کوتاه اما عمیق است که به فرموده مولای متقیان حضرت علی (ع) «گمشده مومن است».

امام علی علیه السلام به «کمیل» فرزند «زیاد نخعی» فرمود: ای کمیل بن زیاد ، خانواده‌ات را دستور ده که روز را به فراگیری اخلاق نیک بپردازند و شباهنگام در پی کمک رسانی به افتادگان باشند. سوگند به خدایی که صداها را شنود، هرکس دلی را شاد کند خداوند از آن شادی، لطفی برای او ذخیره کند که به هنگام نزول بلا در سرازیری به دادش رسد تا آن بلا را از او بگردانَد همان گونه که شتر غریب را از چراگاه برانند.

 

نویسنده : علی مجدی
تاریخ : چهارشنبه ۲۷ آبان۱۳۹۴
نخواندن نماز یکی از علت های رفتن به جهنم
 
 
(سوره مدثر) فِی جَنَّاتٍ یَتَسَاءلُونَ عَنِ الْمُجْرِمِینَ مَا سَلَكَكُمْ فِی سَقَرَ قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ
بهشتیان در باغهای بهشتند و سؤال می‌كنند از مجرمان،چه چیز شما را به دوزخ فرستاد؟
(جهنمیان)می‌گویند: ما از نمازگزاران نبودیم. « مدثر ،40 تا 43» 
سپس به گوشه‌ای از شرح حال (اصحاب الیمین) و گروه مقابل آنها پرداخته می‌افزاید: آنها ‏در باغهای پرنعمت و باعظمت بهشتند درحالی كه سؤال می‌كنند... «فی جنات ‏یتسائلون». 
می‌گویند: چه چیز شما را به دوزخ فرستاده؟ «ما سلككم فی سقر»
از این آیات به خوبی استفاده می‌شود كه رابطه‌ میان بهشتیان و دوزخیان به كلی قطع ‏نمی‌گردد بهشتیان می‌توانند از عالم خود وضع دوزخیان را مشاهده كنند و با آنها به گفتگو ‏پردازند.‏
اكنون ببینیم مجرمان در پاسخ این سؤال (اصحاب الیمین) چه می‌گویند؟ ‏
آنها به چهار گناه بزرگ خویش در این رابطه اعتراف می‌كنند: 
نخست این كه می‌گویند: «قالوا لم نك من المصلّین.» 
ما از نماز گزاران نبودیم و اگر نماز می‌خواندیم نماز ما را به یاد خدا می‌انداخت و نهی از فحشاء و منكر می‌‌كرد و ما را ‏به صراط مستقیم الهی دعوت می‌نمود.

 

نویسنده : علی مجدی
تاریخ : چهارشنبه ۲۷ آبان۱۳۹۴
عالم برزخ کجاست
 
سوال از حضرت آیت الله مکارم شیرازی
با سلام ودعای خیر
لطفا راهنمایی کنید که چرا طبق احادیث انسان پس از مرگ روحش در قبر مورد عذاب قرار میگیرد مثلا اگر نتواند جواب نکیر و منکر را بدهد دربی از آتش به قبرش گشوده می شود و از طرفی دیگر در احادیث میخوانیم برزخ جهنمی در صحرای یمن است لذا سوال دارم روح در کجا عذاب می شود در قبر یا در صحرای یمن و یا روح در کجا بهشت برزخی دارد در قبر یا در وادی السلام نجف اشرف - باتشکر
 

پاسخ: 

 

با اهداء سلام و تحيت به شما؛

 

بر اساس آیات و روایات، روح انسان پس از مرگ و انقطاع از بدن مادی، خود را با بدن برزخی و قالب مثالی که شباهت بسیاری با بدن دنیوی انسان دارد می یابد، افزودن بر اینکه در بیشتر موارد مقصود از واژه قبر در واقع مسائل برزخ است مثلاً گفته شده «إنَّ ال قبر روضة مِن ریاض الجنّة او حُفرَةٌ من حُفَر النار» لذا عمده ی مسائل شب اول قبر و پس از آن مرتبط با عالم برزخ است نه قبر خاکی.
لذا هم عذاب قبر و فشار آن و هم شادی ها و فراخی های آن، مرتبط با عالم برزخ بوده و با قالب بدن برزخی صورت می گیرد و قبر خاکی در این موارد خصوصیتی ندارد، از این رو اگر مرده ای را بسوزانند یا به دریا بیندازند، شب اول قبر آنها، همان شبی است که آنها را به دریا انداخته یا به طوری که دیگر قابل دفن نباشند.

مطالعه ج5 کتاب « پیام قرآن » ذیل عنوان " ویژگیهای عالم برزخ " در آدرس زیر و عناوین قبل و بعد آن مفید خواهد بود:

http://makarem.ir/compilation/Reader.aspx?lid=0&mid=18063&pid=61863

برای مطالعه بیشتر در این زمینه به جلد 6 کتاب ما «پیام قرآن » ذیل عنوان " توضیحات فلسفه وجود دوزخ " در آدرس زیر مراجعه فرمایید:

http://makarem.ir/compilation/Reader.aspx?lid=0&mid=22298&pid=61882

 
نویسنده : علی مجدی
تاریخ : شنبه ۱۸ مهر۱۳۹۴

 

با سلام به دوستان باید بگم متاسفانه به علت اشکال در سرور blogfa باز هم کلیه مطالب از تاریخ 94/3/29 به بعد حذف شدند کسانی که وبلاگ بلاگفا دارند متوجه حرفم میشند چون مطالب اونا هم پاک شده حالا دیگه مطالب جدید رو براتون ایمیل میکنم. با تشکر از شما

 

 

نویسنده : علی مجدی
تاریخ : جمعه ۲۹ خرداد۱۳۹۴




دلم برای شقایق
برای حقیقت

دلم برای درد عشق
برای عاشق

دلم برای آسمان
برای پریدن

دلم برای یه گنبد
برای کبوتر

دلم برای یک اعجاز
برای رسیدن

دلم برای رنگ خون
برای شهادت

دلم برای یک اذن
برای سر دادن

دلم برای یک نگاه
برای جان دادن

دلم برای خودم
به وقت جان دادن

 
نویسنده : علی مجدی
تاریخ : دوشنبه ۲۵ خرداد۱۳۹۴

با سلام به دوستان عزیز و تشکر از نظرات سبز شما باید بگم متاسفانه به علت اشکال در سرور blogfa کلیه مطالب از تاریخ 93/3/29 به بعد حذف شدند پس لطفا در این ضمینه نظر و یا بعضا sms ندید چون به زودی مطالب جدیدی هم نخواهم گذاشت. با تشکر از لطف شما

نویسنده : علی مجدی
تاریخ : پنجشنبه ۲۹ خرداد۱۳۹۳

امام علی علیه السلام فرمودند:

خداوند به حضرت موسی وحی فرمود: ای موسی سفارش مرا در مورد چهار چیز به خاطر بسپار:

1- تا نفهمیدی که گناهانت را آمرزیده ام به گناه دیگری مپرداز

2- تا ندانی گنج های خزائنم تمام شده غم روزی مخور

3- تا ندیده ای که مُلک و پادشاهی من از دست رفته به دیگری امید مبند

4- تا مرده شیطان را ندیدی از مکرش ایمن مباش.

 نصایح صفحۀ 183



نویسنده : علی مجدی
تاریخ : پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت۱۳۹۳

امام علی علیه السلام :

کسی که شش خصلت داشته باشد همه در های بهشت بر رویش گشوده است و تمام درهای جهنم بر رویش بسته است:

1- خدا را بشناسد و اطاعتش نماید.

2- شیطان را بشناسد و مخالفتش کند.

3- راه حق و اهلش را بشناسد و به دنبالش برود.

4- باطل و اهل آن را بشناسد و ترکشان گوید.

5- دنیای حرام را بشناسد و رهایش سازد.

6- آخرت را بشناسد و طلبش کند.

نصایح صفحۀ 248


نویسنده : علی مجدی
تاریخ : سه شنبه ۲۲ بهمن۱۳۹۲

امام علی (ع) به فرزندش امام حسین (ع) فرمودند: پسر جانم هر سختی و بدحالی که به دنبالش بهشت باشد بدحالی نیست و هیچ خوشی و لذتی که پایانش جهنم باشد خوشی نیست . بدان پسرم هر نعمتی و لذتی در دنیا در مقابل بهشت جهنم است و تمام بلاها و سختی های دنیا در مقابل جهنم عافیت است.

نویسنده : علی مجدی
تاریخ : شنبه ۲۸ دی۱۳۹۲

صدای ساز و آواز بلند بود.هر کس که از نزدیک آن خانه می گذشت،می توانست حدس بزند که در درون خانه چه خبرهاست؟بساط عشرت و می گساری پهن بود و جام «می »بود که پیا پی نوشیده می شد.کنیزک خدمتکار درون خانه را جاروب زده و خاکروبه ها را در دست گرفته از خانه بیرون آمده بود تا آنها را در کناری بریزد.در همین لحظه امام موسی بن جعفر علیه السلام که آثار عبادت زیاد از چهره اش نمایان بود و پیشانی اش از سجده های طولانی حکایت می کرد از آنجا می گذشت،از آن کنیزک پرسید:

 «صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟»

 کنیز گفت آزاد است.

امام فرمودند معلوم است که آزاد است.اگر بنده می بود پروای صاحب و مالک و خداوندگار خویش را می داشت و این بساط را پهن نمی کرد.

 رد و بدل شدن این سخنان بین کنیزک و امام موجب شد که کنیزک مکث زیادتری در بیرون خانه بکند. هنگامی که به خانه برگشت اربابش پرسید:«چرا این قدر دیر آمدی؟»

 کنیزک ماجرا را تعریف کرد و گفت:«مردی با چنین وضع و هیئت می گذشت و چنان پرسشی کرد و من چنین پاسخی دادم

 شنیدن این ماجرا او را چند لحظه در اندیشه فرو برد. مخصوصا آن جمله اگر بنده می بود از صاحب اختیار خود پروا می کرد مثل تیر بر قلبش نشست.بی اختیار از جا جست و به خود مهلت کفش پوشیدن نداد.

با پای برهنه به دنبال امام رفت. دوید تا خود را به امام موسی بن جعفر علیه السلام  رساند. و در حضور آن حضرت به شرف توبه نائل شد، و دیگر به افتخار آن روز که با پای برهنه به شرف توبه نائل آمده بود کفش به پا نکرد. او که تا آن روز به «بشر بن حارث بن عبد الرحمن مروزی »معروف بود،از آن به بعد لقب «الحافی » یعنی «پا برهنه » یافت و به «بشر حافی »معروف و مشهور گشت. تا زنده بود به پیمان خویش وفادار ماند،دیگر گرد گناه نگشت. تا آن روز در سلک اشراف زادگان و عیاشان بود، از آن به بعد در سلک مردان پرهیزکار و خدا پرست در آمد .



نویسنده : علی مجدی
تاریخ : شنبه ۹ آذر۱۳۹۲

غزوات پیامبر اکرم (ص)

در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. غزوه هايي كه پيامبر اسلام خود به همراه سپاه بود 26 غزوه است و برخي آن را 27 غزوه نوشته اند. جهت اختلاف آن است كه دستة اوّل بازگشت رسول خدا را از خيبر به واي القُري با غزوه خيبر يكي دانسته اند. اما دسته دوم، غزوه خيبر و غزوة وادي القُري را دو غزوه شمرده اند. ليكن ابن اسحاق كه نامي از وادي القري بعد از خيبر نمي برد نيز غزوه هاي رسول خدا را 27 غزوه مي گويد و عُمرة القضا را جزء غزوات مي شمارد.

ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود اما مسعودي به جاي مصطلق، تبوك را نوشته است. از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد

 سال سوم هجری قمری: وقوع غزوه غطفان (ذی امر)

سبب این غزوه آن بود که به پیغمبر اطلاع دادند جمعی از قبیله غطفان در سرزمین نجد به فکر افتاده‏اند تا به مدینه حمله کنند و برای این کار افراد و اسلحه تهیه می‏کنند، رسول خدا(ص)با چهارصد و پنجاه نفر از مسلمانان به قصد پراکنده ساختن و جلوگیری آنها به‏«ذی امر»رفت و در آنجا فرود آمد رئیس قبیله مزبور شخصی بود بنام دعثور بن حارث، هنگامی که رسول خدا و همراهان بدانجا فرود آمدند باران گرفت و رسول خدا(ص) به کنار درختی رفته بود که باران شدت یافت و تدریجا سیلی برخاست و دره‏«امر»را فرا گرفت.

پیغمبر خدا در آن سوی دره بود و یارانش این طرف دره که سیل برخاست و میان آن حضرت و یارانش جدایی انداخت، رسول خدا(ص)جامه خود را که در اثر آمدن باران‏تر شده بود از تن بیرون کرد و فشاری داده روی آن درخت انداخت تا خشک شود و خود زیر آن درخت‏خوابید.

افراد قبیله غطفان که در تمام این احوال ناظر رفتار پیغمبر بودند چون آن حضرت را تنها دیدند و سیل خروشان را نیز که مانع بزرگی میان آن حضرت و اصحاب بود مشاهده کردند به دعثور بن حارث که - گذشته از سمت ریاست‏بر آنها - مرد شجاع وبی باکی بود گفتند: فرصت‏خوبی برای تو پیش آمده تا بتوانی محمد را براحتی به قتل برسانی و خیال خود و دیگران را آسوده کنی زیرا اگر فرضا یاران خود را نیز در اینجا به کمک طلب نماید آنها نمی‏توانند به او کمک کنند!

دعثور از جا برخاسته و شمشیر برانی از میان شمشیرهایی که داشتند انتخاب کرد و همچنان تا بالای سر پیغمبر(ص)آمد و آنجا با شمشیر برهنه ایستاد و گفت:

ای محمد کیست که اکنون بتواند تو را از دست من نجات داده و نگهبانی کند؟

رسول خدا(ص)با آرامی فرمود: «الله‏»!

در این وقت جبرئیل - که مامور نگهبانی آن حضرت بود - دستی به سینه دعثور زد که به زمین افتاد و شمشیر از دستش به یکسو پرید!

رسول خدا(ص)از جا برخاست و شمشیر را برداشته بالای سر او آمد و فرمود:

- کیست که اکنون تو را از دست من حفظ کند؟

دعثور گفت: هیچکس، و من براستی گواهی می‏دهم جز خدای یگانه خدایی نیست و تو هم پیغمبر و فرستاده خدایی!و به خدا سوگند از این پس هرگز دشمنی را علیه تو جمع آوری نخواهم کرد.

در این وقت رسول خدا(ص)شمشیرش را به او داد و دعثور برخاسته به راه افتاد، سپس روی خود را به آن حضرت کرده گفت:

به خدا سوگند تو بهتر از من هستی!

این را گفته و به نزد قبیله خود برگشت و چون از وی پرسیدند: چه شد که او را نکشتی؟ گفت: مردی سفید پوش و بلند قامت را دیدم که بر سینه‏ام زد و چنانکه دیدید به پشت روی زمین افتادم و دانستم که او فرشته‏ای بود و گواهی دهم که محمد رسول خداست و از این پس دیگر کسی را علیه او تحریک نخواهم کرد.  و به دنبال این گفتار مردم را به اسلام دعوت کرد و از آن پس مسلمان گردید.



نویسنده : علی مجدی
تاریخ : سه شنبه ۱۹ شهریور۱۳۹۲

سولات پیامبر (ص) از شیطان

روزی رسول خدا(ص) در خانه ام السلمه تشریف داشتند که ناگاه کسی اجازه ورود خواست. حضرت پیشاپیش فرمودند: ابلیس(شیطان) است به او اجازه ورود دادند. شیطان داخل شد و سلام کرد و عرض کرد: ای رسول خدا من به خودی خود به خدمت شما نیامدم بلکه دو فرشته ازجانب پروردگار مرا گرفتند تا به نزد شما آیم وهر چه را که از من می پرسید آن را به راستی جواب دهم وگرنه مرا به آتش عذاب خواهند کرد.

...

نویسنده : علی مجدی
تاریخ : یکشنبه ۹ تیر۱۳۹۲

دكتر علی شريعتي : من تو را دوست دارم،تو ديگري را و ديگري ديگري را ...

و اينگونه است كه همه تنهاييم!


نویسنده : علی مجدی
تاریخ : چهارشنبه ۲۹ خرداد۱۳۹۲


خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است...




نویسنده : علی مجدی
تاریخ : چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت۱۳۹۲

امام صادق (ع) فرمودند: کسی که دوست دارد بداند آیا نمازش پذیرفته شده است یا آن را نپذیرفته اند، با تامل بنگرد که آیا نمازش او را از فحشا و منکر باز داشته؟ پس به اندازه ای که او را بازداشته از او پذیرفته می شود.



نویسنده : علی مجدی
تاریخ : یکشنبه ۱ اردیبهشت۱۳۹۲
 


آخرین پادشاهان آل سعود و ظهور امام زمان(عج):
 
در روايات ظهور از دو حاكم ستمگر در عربستان سخن به ميان آمده كه از علائم آخرالزمان ميباشد. بعضي از اين روايات طوري آدرس ميدهند كه جاي هيچگونه شكي را براي خواننده بي طرف باقي نميگذارند, اين روايات بيانگر ظلمي است كه اين دو نفر در حق شيعيان مرتكب ميشوند. نفرت و كينه اين دو نسبت به ايرانيان تقريبا در حد غريضه توصيف ميشود. چندین سال پيش در مراسم برائت از مشركين شاهد كشتار حجاج ايراني توسط عمال رژیم ملک فهد بوديم او در تخریب امکان مقدس شیعی که از زمان رسول الله(ص) و ائمه معصومین بجا مانده بود نقش اساسی داشت و اكنون نیز سياست هاي ملك عبدالله بر هيچكس پوشيده نيست كه چگونه با کمک مالی به گروهک های مخالف ایران و نیز حمايت از ديكتاتور سابق يمن علي عبدالله صالح شيعيان زيدي يمن را به خاك و خون كشيد و زمانی که حسنی مبارک در مرز بین غزه و مصر با دیوارهای آهنین و بتونی جلوی تونل های فلسطینی مانع ایجاد می کرد این ملک عبدالله بود که بودجه سرسام آور آن را می داد و او با حمايت از تروريست ها در سوريه و عراق وحمایت آل خلیفه در بحرین چه فجايعي را بر عليه مردم بیگناه مرتكب مي شود.

حدیث اول:
رسول خدا (ص) فرمود: بر حجاز مردي كه اسمش ، اسم حيوان است حكومت مي كند (معنای لغوی فهد = يوزپلنگ یا حیوان وحشی) اگر از دور به او نگاه كني، در چشمش انحراف مي بيني ولي اگر به او نزديك شدي در چشمش مشكلي نمي بيني و جانشين يا خليفه اش بعدی اش برادرش است كه اسمش عبدالله است خواهد بود . واي بر شيعه ما از دست او ، پس اين جمله را سه بار تكرار نمود ، بشارت مرگش را به من بدهيد شما را به ظهور حجت بشارت ميدهم .
منبع: مائتان وخمسون علامة ص 122
 
Picture
عکس ملک فهد از فاصله نزدیک
 
 
Picture
عکس ملک فهد از فاصله دور
 
حدیث دوم:
امام صادق (ع) فرمودند: هر کس مرگ عبدالله را برای من تضمین کند، من ظهور قائم را برای او تضمین می کنم. سپس فرمود: وقتی عبدالله بمیرد، مردم برای حکومت با کسی توافق نکنند و این اختلاف و درگیری به خواست خدا تا ظهور صاحب الامر (عج) ادامه یابد. حکومت های چند ساله پایان یافته و تبدیل به حکومت چند ماهه و چند روزه شود. راوی می گوید: سئوال کردم: آیا این ماجرا به طول می انجامد؟ فرمود: هرگز
منابع : الغيبة الطوسي ص 447 . بحار الأنوار ج 52 ص 210 . إثبات الهداة ج 3 ص 728 . بشارة الاسلام ص 118 . الخرائج ج 3 ص 1163
 
 شجرنامه پادشاهان آل سعود

بنا بر گزارش ها، ملک عبدالله داراي 35 همسر است و دارايي های ملک عبدالله 19 ميليارد دلار است که اين امر او را در رتبه پنجمين مرد سلطنتي پولدار دنيا قرار داده است.

امام محمد باقر(ع) می فرمایند: مرگ عبدالله را تا چهل روز مخفی می کنند     

منبع: کمال الدین صدوق ص 655


  عکسی از خانواده ملک عبدالله



اللهم عجل لویک الفرج

 

 
نویسنده : علی مجدی
تاریخ : جمعه ۲۳ فروردین۱۳۹۲

فاطمه (س)


بودند ملائک همه در محضرش اما

ابلیس لگد زد، کمرش خورد به دیوار

 

تا خادمه را کرد صدایش همه با خود

گفتند که لابد پسرش خورد به دیوار

 

لرزید مدینه به خود از ناله یِ زهرا

با او همه یِ دور و برش خورد به دیوار

 

میخواست که سیلی نخورد صورتش اما

یک مرتبه چرخید ، سرش خورد به دیوار

 

با دست در آن کوچه به دنبال علی گشت

انگار که با چشم تَرَش خورد به دیوار

 

"ای کاش به جای تو مرا" ... روی لبش داشت

هرگاه که حیدر نظرش خورد به دیوار

 

از عرش خدا نوحه گر ِ فاطمه گردید

تا دختر ِخیرالبشرش خورد به دیوار




 
نویسنده : علی مجدی
تاریخ : یکشنبه ۲۰ اسفند۱۳۹۱

امام علی (ع) :

1. آزار كردن خشم به بار آرد. (غررالحکم ، باب آزار)

2. مؤمن كسى است كه آزار مردم را تحمّل كند، ولى هيچ كس از او آزارى نبيند. (غررالحکم ، باب آزار)

3. برترين شرافتها خوددارى از آزار ديگران و بذل احسان به آنهاست. (غررالحکم ، باب آزار)

4. شيوه انسانهاى بد، آزار كردن رفيقان است. (غررالحکم ، باب آزار)

5. شيوه افراد پست و نادان بى ‏تجربه، آزار كريمان و آزادگان است. (غررالحکم ، باب آزار)

6. كسى كه از آزار ديگران خوددارى كند هيچ كس با او دشمنى نكند. (غررالحکم ، باب آزار)

7. از نشانه‏ هاى خير و خوبى، خود دارى كردن از آزار ديگران است. (غررالحکم ، باب آزار)

8. جلوگيرى كردن تو از آزار ديگران، دلهاى دشمنانت را براى تو اصلاح و شايسته كند. (و در نتيجه دشمنى ‏ها تبديل به دوستى گردد) / (غررالحکم ، باب آزار)

 
نویسنده : علی مجدی
تاریخ : جمعه ۱۸ اسفند۱۳۹۱

نامه‎های امام زمان(عج) به شیخ مفید(ره)


بخشی از نامه امام به شیخ مفید

نامه اول:

برادر با ایمان و دوست رشید ما

نامه‌ای به برادر با ایمان و دوست رشید ما، ابوعبدالله محمد بن نعمان - شیخ مفید - که خداوند عزت وی را مستدام بدارد.

سلام خداوند بر تو ای کسی که در دوستی ما به زیور اخلاص آراسته‌ای و در اعتقاد و ایمان به ما دارای امتیاز مخصوص هستی.

ما در مورد نعمت وجود تو خداوند یکتا را سپاسگزاریم، و از پیشگاه مقدس خداوندی استدعا می‌کنیم که بر سید و مولای حضرت محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله) و خاندان او درود و صلوات پیاپی و بی‌نهایت خویش را نازل فرماید.

از آنجا که در راه یاری حق و بیان سخنان و نصایح ما صادقانه کوشیدی، خداوند این افتخار را به شما ارزانی داشته و به ما اجازه فرموده است که با شما مکاتبه کنیم.

شما مکلف هستید که اوامر و دستورات ما را به دوستان ما برسانی، خداوند عزت و توفیق اطاعتش را به آنان مرحمت فرماید و مهمات آنان را کفایت کرده، در پناه لطف خویش محفوظشان دارد.

با یاری خداوند متعال در مقابل دشمنان ما که از دین خداوند روی برگردانده‌اند بر اساس تذکرات، استقامت کن و با خواست الهی دستورات ما را به آنان که از تو می‌پذیرند و گفتار ما موجب آرامش آنها می‌باشد، ابلاغ کن. با این که بر اساس فرمان خداوند بزرگ و صلاح واقعی آنها ما و شیعیان‌مان تا زمانی که حکومت در اختیار ستمگران است در نقطه‌ای دور و پنهان از دیده‌ها بسر می‌بریم، ولی از تمام حوادث و ماجراهایی که بر شما می‌گذرد کاملاً مطلع هستیم و هیچ چیزی از اخبار شما بر ما پوشیده نیست. از خطاها و گناهانی که بندگان صالح خداوند از آنها دوری می‌کردند ولی اکثر شما مرتکب شدید باخبریم.

اگر عنایات و توجهات ما نبود، مصائب و حوادث زندگی شما را در بر می‌گرفت و دشمنان شما را از بین می‌بردند.

از عهدشکنی‎ها و پشت‌ سر گذاشتن عهد و پیمان‎ها با اطلاعیم(که همین عوامل موجب بدبختی و دوری شما از حریم ولایت شده است). گویی اینها از لغزش‎های خود خبر ندارند، با همه گناهان، ما هرگز امور شما را مهمل نگذاشته، شما را فراموش نمی‌کنیم و اگر عنایات و توجهات ما نبود، مصائب و حوادث زندگی شما را در بر می‌گرفت و دشمنان شما را از بین می‌بردند.

پس، از خداوند بترسید و تقوا پیشه کنید و به خاندان رسالت مدد رسانید.

در برابر فتنه‌هایی که پیش می‌آید و البته عده‌ای در این آزمایش و برخورد با فتنه‌ها هلاک می‌شوند، مقاومت کنید و البته همه اینها از نشانه‌های حرکت و قیام ما هست. اوامر و نواهی ما را متروک نگذارید و بدانید که علی‌رغم کراهت و ناخشنودی کفار و مشرکان، خداوند نور خود را تمام خواهد کرد.

تقیه را از دست ندهید... من ولی خدا هستم، سعادت پویندگان راه حق را تضمین می‌کنم.

... پس سعی کنید اعمال شما طوری باشد که شما را به ما نزدیک سازد و از گناهانی که موجب نارضایتی ما را فراهم نماید بترسید و دوری کنید.

امر قیام ما با اجازه خداوند به طور ناگهانی انجام خواهد شد و دیگر در آن هنگام توبه فایده‌ای ندارد و سودی نبخشد.

عدم التزام به دستورات ما، موجب می‌شود که بدون توبه از دنیا بروند و دیگر ندامت و پشیمانی نفعی نخواهد داشت.

ای شیخ مفید! خداوند شما را با الهامات غیبی خود ارشاد و توفیقات خویش را در سایه رحمت بی‌پایانش نصیب ما فرماید.(1)  

 

نامه دوم:

درود بر تو ای دوست پراخلاص

اما بعد! درود بر تو ای دوست پراخلاص در دین خدا!

ای آن كه در عشق و ایمان به خاندان وحی و رسالت به اوج آگاهی و یقین پر كشیده‎ای!

من نجات آن كسی را تضمین می‎كنم كه در آن فتنه برای خود، موقعیت و جایگاهی نجوید و در انتقاد و عیبجویی از آن به  راهی خداپسندانه گام سپارد.

ما در نامه خویش به سوی تو، آفریدگار بی همتایی را كه جز او خدایی نیست، سپاس گفته و از بارگاه او بر سرور و سالار و پیام آورمان محمد(صلی الله علیه و آله) و خاندان گرانقدر و پاك او درود و رحمت جاودانه می‎طلبیم.

و به تو كه خداوند برای یاری حق توفیقت ارزانی داشته، پاداشت را بخاطر سخنان جاودانه‎ای كه با صداقت از جانب ما می‎گویی، كامل و افزون سازد! اعلام می‎داریم كه به ما (از جانب آفریدگار هستی) اجازه داده شده است كه تو را به افتخار دریافت نامه و پیام كتبی مفتخر ساخته و تو را مسئول سازیم كه آنچه را به تو می‎نگاریم، همه را به دوستان راستین ما كه در قلمرو پیام رسانیت هستند، برسانی.

به آن دوستان و شیفتگانی كه خداوند به بركت فرمانبرداری از حق، گرامیشان بدارد و در پرتو حراست و عنایت خود به آنان، كارهایشان را كفایت و مشكلاتشان را مرتفع سازد.

از این رو به آنچه یادآوری كردیم، آگاه باش كه خداوند با یاریش تو را در برابر دشمنانش كه از مرزهای دین او بیرون رفته‎اند، تأیید فرماید و نیز در كار بزرگ رسانیدن آنچه كه به خواست خداوند بر تو یادآوری و ترسیم خواهیم نمود به  كسانی كه بدانها اطمینان و اعتماد داری، عمل نما!

گرچه، ما اینك آنچه خداوند(بر اساس حكمت خویش) برای ما و پیروان با ایمانمان، صلاح اندیشیده است، تا هنگامی كه حكومت دنیا در دست فاسقان و استبدادگران است، در مكانی دور از قلمرو بیدادگران سكونت گزیده‎ایم، اما بر اوضاع و اخبار شما و جامعه شما به خوبی آگاهیم.

چیزی از رخدادهای زندگی شما بر ما پوشیده نمی‎ماند و شرایط غمبار و دردناكی كه شما بدان گرفتار آمده‎اید، آنگونه كه هست برای ما شناخته شده است؛ از آن زمانی كه بسیاری از شما به راه و رسم ناپسندی كه پیشینیان شایسته كردارتان از آن دوری می‎گزیدند، روی آورده و پیمان فطرت را، به گونه‎ای پشت سر انداختید كه گویی هرگز بدان آگاه نیستید ... .

شما باید با همه وجود و امكانات به كارهایی بپردازید كه او را به دوستی ما نزدیك می‎سازد و از كارهایی كه ناخوشایند و موجب خشم و ناراحتی ما می‎گردد، به شدت دوری جویید، چرا كه فرمان مرگ بطور ناگهانی فرا می‎رسد، در شرایطی كه بازگشت و توبه سودی نبخشیده و پشیمانی از گناه  و زشتكاری، او را از  كیفر عادلانه ما، رهایی نخواهد داد.

وآنگاه (به كیفر گناهان) به این شرایط غمبار و خفت انگیز گرفتار گشتید.

ما از سرپرستی و رسیدگی به امور شما كوتاهی نورزیده و یاد شما را از صفحه خاطر خویش نزدوده‎ایم؛ كه اگر جز این بود، موج سختی‎ها بر شما فرود می‎آمد و دشمنان بدخواه و كینه‎توز، شما را ریشه كن  می‎ساختند.

پس پروای خداوند را پیشه سازید و از (اهداف بلند آسمانی) ما پشتیبانی كنید تا شما را از فتنه‎ای كه به سویتان روی آورده است و شما اینك در لبه پرتگاه آن قرار گرفته‎اید نجات بخشیم. از نگون بختی و فتنه‎ای كه هر كس مرگش فرا رسیده باشد در آن نابود می‎گردد و آن كس كه به آرزوی خویش رسیده باشد، از آن دور می‎ماند، و آن فتنه، نشانه‎ای از نشانه‎های نزدیك شدن جنبش ماست و پخش نمودن خبر آن به دستور ما، به وسیله شماست.

خداوند نور خود را، گرچه شرك گرایان را، خوش نیاید، كامل خواهد گردانید. از برافروختن و شعله‎ور ساختن آتش پرشراره جاهلیت كه گروه‎های اموی مسلك، آن را برافروخته و گروه هدایت یافتگان را بوسیله آن می‎ترسانند، به سپر دفاعی «تقیه» پناه برده و بدان چنگ زنید! من نجات آن كسی را تضمین می‎كنم كه در آن فتنه برای خود، موقعیت و جایگاهی نجوید و در انتقاد و عیبجویی از آن به  راهی خداپسندانه گام سپارد.

از رویدادی كه به هنگامه فرارسیدن جمادی الاول امسال روی خواهد داد، عبرت آموزید و از خواب گرانی كه شما را ربوده است، برای رخداد سهمگین از آن بیدار شوید. بزودی نشانه‎ای روشن از آسمان و نشانه‎ای روشن از زمین پدیدار خواهد گشت.

در شرق عالم رویدادهای اندوهبار و دلهره آور رخ خواهد گشود و آنگاه گروه‎هایی كه از اسلام بیرون رفته‎اند، بر عراق سلطه خواهند یافت. بر اثر سیاست ناهنجار آنان، مردم دچار تنگی معیشت و روزی می‎شوند و پس از مدتی بر اثر نابودی استبدادگری بدكار، رنج‎ها و دردها برطرف خواهد شد و آنگاه پرواپیشگان درست اندیش و شایسته كردار، از نابودی او شادمان خواهند شد.

ما ناظر نیایش(عارفانه و راز و نیاز پرشور و پراخلاص) تو با خدا بودیم و از خدای جهان آفرین برآورده شدن آن(خواسته‎ات) را خواستیم.

مردمی كه از نقاط مختلف كره زمین به زیارت خانه خدا می‎روند، هرچه بخواهند در دسترس آنان قرار خواهد گرفت و ما در آسان ساختن سفر حج آنان مطابق دلخواهشان نقش و موقعیت ویژه‎ای خواهیم داشت كه در پرتو نظم و تدبیر و انسجام، آشكار می‎گردد.

از این رو هر یك از شما باید با همه وجود و امكانات به كارهایی بپردازید كه او را به دوستی ما نزدیك می‎سازد و از كارهایی كه ناخوشایند و موجب خشم و ناراحتی ما می‎گردد، به شدت دوری جویید، چرا كه فرمان مرگ بطور ناگهانی فرا می‎رسد، در شرایطی كه بازگشت و توبه سودی نبخشیده و پشیمانی از گناه  و زشتكاری، او را از  كیفر عادلانه ما، رهایی نخواهد داد.

خداوند، راه رشد و رستگاری را به شماها الهام بخشد و وسایل پیروزی به مهر  و لطف خویش، برایتان فراهم آورد هان ای برادر پر مهر و پر اخلاق و با صفای در محبت! و ای یار و یاور با وفای ما!

این نامه ما بسوی توست، خداوند به چشم بیداریش كه هرگز آن را خواب نمی‎گیرد، تو را حفظ كند، این نامه را نگهدار و آنچه را برایت نگاشته‎ایم به كسی نشان مده و هیچ كسی را از محتوای آن آگاه مساز و آنچه در این نامه است تنها به افراد مورد اعتماد خویش بازگو و به خواست خداوند پیروان ما را به عملكرد بر طبق محتوای  آن، سفارش كن و درود خدا بر محمد و خاندان پاك و پاكیزه‎اش باد!

 

نامه سوم:

درود خدا بر تو ای یاری رسان حق!

درود خدا بر تو ای یاری رسان حق! و آن كه با گفتار راستین و شایسته، مردم را بسوی حق فرا می‎خوانی!

در جریان باش كه بخاطر كارهای سازنده و شایسته‎ات نزد ما مقرب هستی و خداوند به مهر و لطف خود، تو را به  انجام و تدبیر این كارهای شایسته توفیق ارزانی داشته است.

ما در نامه خویش به سوی تو، خدای جهان آفرین را كه خدایی جز او نیست (و) خدای ما و خدای نیاكان (گرانقدر) ما است، سپاس می‎گذاریم و از بارگاه با عظمتش بر سرور و سالارمان محمد(صلی الله علیه و آله) آخرین پیام آور خدا و خاندان پاك و مطهرش،  درودی جاودانه می‎طلبیم.

و بعد! دوست راه یافته به حقیقت! خداوند بدان وسیله‎ای كه به سبب دوستان ویژه خود، به تو ارزانی داشته است، وجودت را حفظ و تو را از نیرنگ دشمنانش حراست فرماید.

ما ناظر نیایش(عارفانه و راز و نیاز پرشور و پراخلاص) تو با خدا بودیم و از خدای جهان آفرین برآورده شدن آن(خواسته‎ات) را خواستیم.

ما اینك در قرارگاه خویش، در مكانی ناشناخته بر فراز قله‎ای سر به آسمان كشیده، اقامت گزیده‎ایم كه به تازگی به خاطر عناصری بیداد پیشه و بی ایمان، بناگزیر از منطقه‎ای پر دار و درخت بدین جا آمده‎ایم و بزودی از اینجا نیز به دشتی گسترده كه چندان از آبادی به دور نیست، فرود خواهیم آمد و از وضعیت و شرایط آینده خویش تو را آگاه خواهیم ساخت تا بدان وسیله در جریان باشی كه بخاطر كارهای سازنده و شایسته‎ات نزد ما مقرب هستی و خداوند به مهر و لطف خود، تو را به  انجام و تدبیر این كارهای شایسته توفیق ارزانی داشته است.

از این رو تو - كه خدای جهان آفرین با چشم عنایتش كه هرگز آن را خواب نمی‎گیرد، وجودت را حفظ كند - باید در برابر فتنه‎ای كه جان آنان را كه آن را در دل‎هایشان كشته‎اند، به نابودی خواهد افكند، باید بایستی! و باید باطل گرایان بداندیش را بترسانی! چرا كه از سركوبی آنان، ایمان آوردگان، شادمان و جنایتكاران، اندوه زده خواهند شد.

هان ای دوست پراخلاص كه همواره در راه ما بر ضد بیدادگران در سنگر جهاد و پیكاری! خداوند همانسان كه دوستان شایسته‎كردار پیشین ما را تأیید فرمود، تو را نیز تأیید نماید! ما به تو اطمینان می‎دهیم كه هر كس از برادران دینی‎ات، پروای پروردگارش را پیشه سازد و آنچه را به گردن دارد به صاحبان حق برساند، در فتنه نابود كننده و گرفتاری‎های تیره و تار و گمراهگرانه، در امان خواهد بود.

و نشانه حركت و جنبش ما از این خانه‎نشینی و كناره‎گیری، رخداد مهمی است كه در سرزمین وحی و رسالت، مكه معظمه، از سوی پلیدان نفاق پیشه و نكوهیده، رخ خواهد داد، از جانب عنصری سفاك كه ریختن خون‎های محترم را حلال شمرده و به نیرنگ خویش، آهنگ جان ایمان آوردگان خواهد كرد، اما به هدف ستمبار و تجاوزكارانه خویش دست نخواهد یافت، چرا كه ما پشت سر توحیدگرایان شایسته‎كردار، بوسیله نیایش و راز و نیازی كه از فرمانروای آسمان و زمین پوشیده نمی‎ماند، آنان را حفاظت و نگهداری خواهیم كرد.

بنابراین قلب‎های دوستان ما به دعای ما به بارگاه خدا، آرامش و اطمینان یابد و آسوده خاطر باشند كه خداوند آنان را بسنده است و گرچه درگیری‎های هراس‎انگیزی، آنان را به دلهره می‎افكند، اما از گزند آن عنصر تبهكار در امان خواهند بود و سرانجام، كار با دست توانا و ساخت تدبیر نیكوی خدا - تا هنگامی كه پیروان ما از گناهان دوری گزینند - شایسته و نیكو خواهد بود.

هان ای دوست پراخلاص كه همواره در راه ما بر ضد بیدادگران در سنگر جهاد و پیكاری! خداوند همانسان كه دوستان شایسته‎كردار پیشین ما را تأیید فرمود، تو را نیز تأیید نماید! ما به تو اطمینان می‎دهیم كه هر كس از برادران دینی‎ات، پروای پروردگارش را پیشه سازد و آنچه را به گردن دارد به صاحبان حق برساند، در فتنه نابود كننده و گرفتاری‎های تیره و تار و گمراهگرانه، در امان خواهد بود و هر آن كس كه در دادن نعمت‎هایی كه خداوند به او ارزانی داشته، به كسانی كه دستور رسیدگی به آنان را داده است، بخل ورزد، چنین كسی در این جهاد و سرای دیگر، بازنده و زیانكار خواهد بود.

دوست واقعی! اكر پیروان ما - كه خدای آنان را در فرمانبرداری خویش توفیق ارزانی بدارد - براستی در راه وفای به عهد و پیمانی كه بر دوش دارند، همدل و یكصدا بودند، هرگز خجستگی دیدار ما از آنان به تأخیر نمی‎افتاد و سعادت دیدار ما، دیداری بر اساس عرفان و اخلاص از آنان نسبت به ما، زودتر روزی آنان می‎گشت.

از این رو (باید بدانند كه) جز برخی رفتار ناشایسته آنان كه ناخوشایند ما است و آن عملكرد را زیبنده اینان نمی‎دانیم، عامل دیگری ما را از آنان دور نمی‎دارد.

خداوند ما را در یاری بسنده و نیك، كارساز است و درود او بر سالار و هشدار دهنده ما محمد(صلی الله علیه و آله) و خاندان پاكش باد!



 
نویسنده : علی مجدی
تاریخ : سه شنبه ۱۵ اسفند۱۳۹۱

دریا


به پیش روی من , تا چشم یاری می کند , دریاست !

چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست !

درین ساحل که من افتاده ام خاموش .

غمم دریا , دلم تنهاست .

وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق هاست !

خروش موج , با من می کند نجوا ,

که : هر کس دل به دریا زد رهایی یافت !

که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت ...

مرا آن دل که بر دریا زنم , نیست !

ز پا این بند خونین بر کنم نیست ,

امید آنکه جان خسته ام را ,

به آن نادیده ساحل افکنم نیست !